آرمانشهر

توهين به مقدسات

هر وقت اينور و اونور در بعضی وبلاگها می بينم که چطور به مقدسات توهين می شه، ياد خاطره ای میفتم که از يکی از آزادگان جنگ تحميلی شنيده ام:

 «وقتی که تازه اسير شده بوديم، اسرای جديد را برای انتقال به پشت جبهه در جايی جمع کرده بودند. فرمانده عراقی به بچه ها گفت هر کس به خمينی فحش دهد، آزاد می شود، اما در عوض همه بچه ها فرياد «درود بر خميني» سردادند. فرمانده عراقی که اين عکس العمل را ديد، دستور داد علاوه بر دست، پای بچه ها را هم ببندند و آنها را در يک رديف، بصورت درازکش و در فاصله چند متری از هم قرار دهند. آنگاه دستور داد يک تانکِ آماده به حرکت، در سر اين رديف قرار بگيرد. افسر عراقی اعلام کرد هرکس که مرگ بر خمينی نگويد، تانک از کمر به پايين او رد می شود.
 تانک شروع به حرکت کرد و نفر اول شروع کرد به سردادن شعار  «درود بر خميني». تانک از روی او رد شد و کمر به پايين او را له کرد. اين رزمنده در حاليکه از بدنش خون فوران می کرد و نيمه باقيمانده اش به اين سو و آن سو می جهيد، آخرين لحظاتش را با فرياد «درود بر خميني» گذراند. افسر عراقی انتظار داشت نفر دوم عبرت بگيرد و تسليم شود. اما نفر دوم هم فرياد درود بر خمينی سر داد و همچون نفر اول به شهادت رسيد. وقتی تانک، از روی نفر سوم هم رد شد، افسر عراقی متوجه شد که اين وضعيت، اثر نامطلوبی بر نيروهايش گذاشته است و ناچار شد از خواسته خود دست بکشد...»

+ حامد ; ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٩/۱٥
comment نظرات ()

مرحوم خلخالی و دموکراسی

  در چند روز گذشته، خبر فوت حجت الاسلام خلخالی واکنشهای گوناگونی در بين مردم داشته است. عجيبتر از همه، اظهار خشنودی برخی افراد است که خود را طرفدار حاکميت دموکراسی می دانند. 

متأسفانه بعضی از ما ايرانيها خيلی زود دچار فراموشی می شويم. دموکراتهايی که خلخالی را بخاطر  اعدام وابستگان رژيم پهلوی و عناصر ضدانقلاب شماتت می کنند، اگر قدری به ذهن خود فشار بياورند به ياد خواهند آورد که زمانی خودشان حامی اعدامهای انقلابی او بوده اند. اگر هم اين دموکراتها سن و سالشان به اين حرفها نمی رسد، می توانند از والدين خود سؤال کنند. آنوقت متوجه خواهند شد که پدر و مادرشان جزو کسانی بوده اند که در همان سالها شعار «فلانی اعدام بايد گردد»شان گوش فلک را کر کرده بود.

مگر مرحوم خلخالی در آن سالها به جز من و شما و يا پدران و مادران ما و اکثريت مردم ايران پشتوانه و مشوّق ديگری برای اعدامها داشته است؟

آيا غير از اين است که پس از انتشار خبر اعدام امثال هويداها ، مردم - همه مردم- به خيابانها می ريختند ، الله اکبر سر ميدادند ، شيرينی پخش می کردند و پايکوبی می کردند؟
آيا غير از اين است که بعضی از وابستگان رژيم شاهنشاهي، پيش از آنکه بازداشت شوند، توسط خود مردم در کوچه ها و خيابانها اعدام شدند؟
آيا اينطور نبوده است که بسياری از ما (مايی که امروز از مرگ اولين حاکم شرع انقلاب خوشحاليم)، زمانی آنقدر انقلابی و دو آتشه بوديم که از مماشات و سهل گيری انقلاب اسلامی با طاغوتيان گلايه می کرديم و حجم اعدامها را ناکافی می دانستيم؟

خودمان را به آن راه نزنيم! اعدامهای اول انقلاب از پشتوانه قوی مردمی برخوردار بود و احکامی که مرحوم خلخالی صادر می کرد کاملاً منطبق با دموکراسی بود.

يا بايد طرفدار دموکراسی باشيم و به عوارض آن (از جمله اعدامهای انقلابی) تن دهيم و يا اگر می خواهيم اعدامها را محکوم کنيم ، بايد بپذيريم که دموکراسی چيز خوبی نيست.

خوشبختانه من هم با دموکراسی مخالفم و هم اعدام شدگان را (که افرادی جنايتکار بودند) مستحق مرگ می دانم.

***
مجيد انصاری در مجلس ترحيم حجت الاسلام خلخالی: چرا وقتي مي نويسند ، آقاي خلخالي دستور اعدام 20 نفر را در پاوه داد ، نمي گويند آن افراد پوست سر مردم را مي كندند و كشور را در معرض تجزيه قرار داده بودند؟

+ حامد ; ٦:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٩/۱٠
comment نظرات ()