آرمانشهر

لاریجانی در کابینه احمدی نژاد

برادر احمدی نژاد
با عرض سلام و آرزوی موفقیت برای جنابعالی
گفته می شود که قرار است آقای لاریجانی در کابینه شما حضور داشته باشند.
کسی که صدا و سیمای تحت مدیریتش، بزرگترین مروج زندگی اشرافی و مصرفی، بزرگترین مبلغ اسلام سرمایه داری و بزرگترین منادی فرهنگ تجمل پرستی در سالهای بعد از امام(ره) و دفاع مقدس بوده است، چطور می تواند در کابینه شما که شعارتان مبارزه با تجملگرایی و اسراف و بریز و بپاش است حضور داشته باشد؟
زیاد امید ندارم که خبر حضور آقای لاریجانی در کابینه شما شایعه باشد، اما با شناختی که از شما دارم، امیدوارم که  تصمیم شما در مورد همکاری با ایشان، اولین و آخرین اشتباه اساسی تان در اداره قوه مجریه باشد و الا در صورت تکرار بیش از حد این اشتباهات، باید گفت که متاسفانه ما با کسی عقد اخوت نبسته ایم.

والسلام
دعاگو و دوستدار شما
یکنفر از مردم ایران

+ حامد ; ۱:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٤/٢۸
comment نظرات ()

دخالت سپاه

روایت نویسنده وبلاگ آرمانشهر از دخالت سپاه پاسداران به نفع احمدی نژاد در انتخابات 27 خرداد
توضیح: اینجانب از روز دوشنبه 4 اردیبهشت امسال تا روز سه شنبه 31 خرداد، دوره آموزشی سربازی را در پادگان ولی عصر(عج) اردکان متعلق به نیروی هوایی سپاه پاسداران گذرانده ام. مطلب زیر تماماً بر اساس دیده ها و شنیده های مستقیم خودم در این دوره است. می خواهید باور کنید، می خواهید باور نکنید.
روز چهارشنبه 25 خرداد، دو روز قبل از مرحله اول انتخابات، پادگان آموزشی ولی عصر (عج) نیروی هوایی سپاه، اردکان یزد:
با وجودیکه آوردن پوستر، بروشور و سایر اقلام تبلیغاتی کاندیداهای ریاست جمهوری، در تعداد انبوه به داخل پادگان ممنوع است، برگه های تبلیغاتی به نفع قالیباف که معلوم نیست از چه طریق وارد پادگان شده اند، کم و بیش در آسایشگاههای گروهانها پخش شده است. محتوای برگه ها به این شرح است:
الف) استفتایی از آیت الله نوری همدانی در این مورد که آیا رأی دادن به صالح مقبول (بخوانید قالیباف) و رأی ندادن به اصلح نامقبول (بخوانید احمدی نژاد) در شرایطی که خطر رأی آوردن فردی ناصالح (بخوانید معین) وجود دارد صحیح است یا خیر.
در جواب این استفتا، آیت الله نوری فرموده است در این شرایط باید به صالح مقبول رای داد و فرد نباید کاری کند که رأیش به هدر برود.
ب) جدولی که در آن درصد آرای چهار کاندیدای اصولگرا بر اساس نظرسنجی ها آمده است. ترتیب آرا در این جدول بدین صورت است: 1- قالیباف، 2- احمدی نژاد، 3- لاریجانی، 4- رضایی
ج) و در نهایت، جمله ای در پایین برگه به این مضمون که ما به قالیباف رأی می دهیم.
صبح پنجشنبه 26 خرداد، روز قبل از انتخابات، همان پادگان
بعد از مراسم صبحگاه، فرمانده پادگان، سردار «هدایتی»، ارشدهای گروهانها را فرا می خواند. یک ربع بعد وقتی ارشد گروهان ما برمی گردد، می گوید سردار از ما پرسید که بچه های گروهانتان بیشتر به چه کسی رأی می دهند. ارشد گروهان ما گفته بود بچه های ما بیشتر به احمدی نژاد رأی می دهند، دسته ای هم به معین و دسته ای هم به رفسنجانی. سردار «هدایتی» در پاسخ گفته بود احمدی نژاد که رأی نمی آورد به قالیباف رأی بدهید.
ظهر پنجشنبه 26 خرداد، حسینیه پادگان ولی عصر اردکان، بین نماز ظهر و عصر
سردار «هدایتی» در مورد ضرورت شرکت در انتخابات سخنرانی می کند و بدون ذکر نام و با آوردن مشخصات ، توصیه می کند که بچه ها به قالیباف رأی بدهند و از فتوای مراجع (نمی دانم چرا لفظ مراجع را به کار برد، چون تنها آقای نوری همدانی چنین فتوایی داد) در مورد به هدر ندادن رأیها خبر می دهد.
عصر پنجشنبه 26 خرداد، همان پادگان، آسایشگاه گروهان2
«ح غ»، یکی از بچه های گروهان ما و فرزند یک سرهنگ پاسدار، می گوید در گفتگوی تلفنی که با پدرش داشته، او گفته است که کاندیدای مورد نظر سپاه، قالیباف است. (در پرس و جویی که بعد از پایان دوره آموزشی از یکی دو نفر از بستگان و آشنایان که از سپاهیهای قدیمی هستند داشتم آنها هم این ادعا را تأیید کردند.)
ظهر جمعه 27 خرداد ، روز انتخابات، شهر یزد
من که به بهانه تأهل و اینکه برادرم در یزد زندگی می کند، هر هفته جمعه ها را به مرخصی می روم، روز انتخابات در یزد هستم. شهری که دوران دانشجویی ام را نیز در آنجا گذرانده ام. دوستانم که از اعضای فعال ستاد انتخاباتی احمدی نژاد هستند، از تبلیغ مستقیم سپاه یزد به نفع قالیباف خبر می دهند و می گویند حتی در شهر یزد در روز آخر تبلیغات (چهارشنبه) برگه های حاوی فتوای آیت الله نوری همدانی توسط سربازهای سپاه در سطح شهر پخش شده است و بچه ها قصد دارند از سپاه به خاطر این تبلیغات شکایت کنند.
از روز یکشنه 29 خرداد به بعد تا امروز:
طیفی که تمام تحلیلها و پیش بینی هایشان در مورد انتخابات خطا از آب درآمده است و هجمه های سنگین و تبلیغات منفی شان علیه احمدی نژاد اثر معکوس گذاشته است، به جای اقرار به اشتباه و بداخلاقی، راه افتاده اند و از دخالت گسترده سپاه و بسیج در انتخابات دور اول به نفع احمدی نژاد خبر می دهند! از تصمیم تشکیلاتی سپاه در اواسط هفته آخر منتهی به انتخابات، برای رأی دادن هماهنگ و منسجم تمام نیروهای تحت امر به احمدی نژاد سخن می گویند! و...
واقعاً بی انصافی، بی تقوایی و پررویی تا چه حد!
***
پی نوشت1: برای من که شاهد موارد بالا بوده ام، تحلیل عبدالله شهبازی از سخنان اخیر ذوالقدر، جانشین فرمانده سپاه، دقیق به نظر می رسد. یادداشت پنجشنبه 16 تیر شهبازی را بخوانید.
پی نوشت2، مورخ 9 آبان 1387: قبلا بنا به احتیاط، نام پادگان و فرمانده پادگان را در یادداشت بالا نیاورده بودم. حالا دیگر، سربازی ام مدتها است تمام شده است و احتیاطی در این زمینه لازم نیست. به هر حال یادداشت بالا نشان می دهد که اولا اراده فرماندهان سپاه، هیچ تغییری در نتیجه انتخابات نمی تواند به وجود بیاورد. چرا که به هنگام رای دادن، برگه رای افراد را چک نمی کنند تا نیروهای تحت امر فرماندهان سپاه، ترسی از این داشته باشند که به شخص مورد نظر خودشان رای دهند. ثانیا اگر هم فرماندهان سپاه در این انتخابات به شخص خاصی نظر داشته اند، این شخص، آقای قالیباف بوده است. فراموش نکنیم که قالیباف، زمانی فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران بوده است.

+ حامد ; ۱:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٤/٢٢
comment نظرات ()

دو یادداشت در مورد انتخابات اخیر

امیدوارم این دو یادداشت که طبق روال معمول، سعی چندانی در ویراسته نویسی آنها نداشته ام آخرین یادداشتهایی باشند که در این وبلاگ در مورد انتخابات ریاست جمهوری می نویسم.
***
یادداشت اول
همه به خاطر داریم که در نتایج بیشتر نظرسنجیهایی که قبل از انتخابات منتشر می شد، آقای کروبی در بین ۸ کاندیدا (محسن رضایی هنوز انصراف نداده بود) رتبه ششم یا هفتم را داشت. همچنین به خاطر داریم که در همین نظرسنجیها، معمولاً آقای احمدی نژاد رتبه سوم یا چهارم را داشت. اما در نتایج انتخابات ۲۷ خرداد دیدیم که آقای کروبی رتبه سوم و آقای احمدی نژاد رتبه دوم را احراز کرده اند. یعنی آرای کروبی حداقل ۳ رتبه و آرای احمدی نژاد حداقل ۲ رتبه بالاتر از رتبه های ایشان در نظرسنجیهای شایع بود. با این حساب اگر بخواهیم در بین این دو کاندیدا آرای یکی را غیرقابل پیش بینی تر به حساب بیاوریم، این آرای آقای کروبی است که شگفت آورتر است.
از فردای ۲۷ خرداد، عده ای که از همان ابتدا مخالفت خود را با شهردار شدن احمدی نژاد اعلام کرده و او را از حضور در هیئت دولت محروم کرده بودند با این توجیه که نظرسنجیهای قبل از انتخابات اصلاً چنین رای بالایی را برای احمدی نژاد پیش بینی نمی کرد از دخالت گسترده سپاه و بسیج در انتخابات به نفع او خبر دادند، بدون اینکه حتی یک سند و مدرک در این مورد ارائه کنند و از دستگیر شدن چند سپاهی به خاطر تخلفات انتخاباتی خبر دادند بدون اینکه حتی اسم یکنفر از دستگیر شدگان را بیاورند و ... و اینقدر این داستان دخالت سپاه و بسیج را به زبانهای مختلف تکرار کرده اند که خودشان هم قصه را باور کرده اند.
حالا سئوال من اینجاست، اگر نظرسنجیهای قبل از انتخابات ملاک این داستان سرایان است چرا برای کسی تفاوت آرای آقای کروبی با رتبه ای که در نظرسنجیها داشتند عجیب نیست؟ آیا صعود دو پله ای احمدی نژاد عجیب و مشکوک است اما صعود سه پله ای کروبی مشکوک نیست؟ آیا بهتر نبود آقای کروبی قبل از نوشتن آن نامه کذایی که اتفاقاً بزرگترین الهام بخش داستانسرایان است،ابتدا یک سوزن به خود می زدند و بعد جوالدوزی نثار رقیب می کردند؟
طرفداران احمدی نژاد هم می توانستند و می توانند بی تقوایی کنند و صعود غیرقابل پیش بینی آقای کروبی را به حساب دست بردن وزارت کشور در آرای مردم بگذارند چرا که آقای موسوی لاری (وزیر کشور و مجری انتخابات) و رئیس جمهور، هر دو عضو مجمع روحانیون مبارزی هستند که دبیر آن آقای کروبی بود.
اما گزینه بهتر این است که بپذیریم نظرسنجیهای منتشر شده قبل از انتخابات، از اعتبار علمی چندانی بهره نمی برد و نتایج آنها با هدف نظرسازی منشر می شد.
***
یادداشت ۲

این روزها از تخریب آقای هاشمی رفسنجانی در جریان انتخابات صحبت می شود و من هرچه فکر می کنم نمی توانم این معادله را در ذهن خود حل کنم که چرا وقتی از هر هزار فحشی که در جریان انتخابات داده می شد، حداقل 999 تایش نثار احمدی نژاد شد، باید از تخریب هاشمی صحبت شود؟

جداً آقای هاشمی چطور توانست در نماز جمعه و در بیانیه بعد از انتخابات خود از تخریب چهره خویش سخن بگوید و چهرهمظلوم انتخابات را به خود بگیرد در حالیکه:

 

1-      آقای هاشمی در روز 31 خرداد در دانشگاه تهران در مراسمی سخنرانی کرد که عنوان آن «ائتلاف ملی برای نفی حاکمیت تحجر و خشونت» بود. نفس شرکت ایشان در این جلسه و عدم اعتراض به عنوان آن، نشان می دهد که ایشان با زدن برچسب تحجر و خشونت به رقیب انتخاباتی اش موافق بوده است. در ابتدای این جلسه یکی از دانشجویان در سخنانی خطاب به آقای هاشمی گفت:

«بعد از اعلام نتایج مرحله‌ی اول که حاکی از سازماندهی شدن تعدادی از نیروها به نفعکاندیدای خاصی بود، برای جلوگیری از هدم جمهوریت نظام جمهوری اسلامی، وظیفه‌ی خودمی‌دانستیم که از حاکمیت تحجر و چکمه‌پوشان نظامی جلوگیری کنیم. اکنون وظیفه‌یهمه‌ی ماست که از حکومت فاشیسم جلوگیری کنیم. مردم 100 سال به دنبال جمهوریتبوده‌اند و اکنون نیز نمی‌خواهند که جمهوریت از بین برود.» (سایت شریف نیوز 31 خرداد 84)

جالب اینجاست که آقای هاشمی که امروز خود را مظلوم انتخابات می داند و از سیل تهمت به خود صحبت می کند، کوچکترین اعتراضی به این فحاشیها که علیه احمدی نژاد صورت گرفت نکرد.

2-      در جریان انتخابات، تمام روزنامه ها به جز دو سه مورد، طرفدار هاشمی و مخالف احمدی نژاد بودند. در این روزنامه ها بارها و بارها احمدی نژاد به عنوان یک چهره طالبانی، فاشیست، خشونت طلب، مرتجع، ضد دموکراسی، انحصار طلب، متحجر، تازه به دوران رسیده، بی تجربه، عوامفریب، ریاکار، دین فروش و... معرفی شد.

3-      در سطح شهر تهران بیلبوردهایی در ابعاد بزرگ بر در و دیوار نصب شده بود که مضامینی اینچنین داشت: «برای جلوگیری از حاکمیت خشونت و اختناق به هاشمی رأی دهیم». «برای حفظ جمهوریت نظام به هاشمی رأی دهیم». معلوم نیست که چرا وزارت کشور این تابلوها را که در آن آشکارا به رقیب انتخاباتی هاشمی اهانت شده بود جمع نکرد.

4-      پوستر دیگری که در سطح شهر به صورت گسترده پخش شد، پوستری بود که روی آن نوشته شده بود طالبان و روی کلمه طالبان خط زده شده بود و امضای طرفداران معین را داشت. یعنی که نباید طالبان روی کار بیایند. و منظور از طالبان، احمدی نژاد بود. چون معین رسماً به طرفدارای از هاشمی بیانیه داده بود.

5-      عصر روز چهارشنبه اول تیرماه، اینجانب برای خرید کتاب به میدان انقلاب رفته بودم. جلوی درب ورودی دانشگاه تهران حدود 30 نفر جوان در حالیکه عکس هاشمی را در دست داشتند شعار می دادند : Fashist go

جالب اینجاست که هیچ اقدامی برای متفرق کردن این جمعیت که احمدی نژاد را فاشیست خطاب می کردند صورت نگرفت.

6-      شخصیتهایی مثل آقای خاتمی(که امروز علمدار دفاع از حیثیت هاشمی و برخورد با تخریبگران چهره ایشان شده اند)، میرحسین موسوی، آیت الله صانعی و آیت الله موسوی اردبیلی در هفته منتهی به انتخابات در بیانیه هایشان به طور غیر مستقیم احمدی نژاد را به تحجر متهم کردند.

7-      در گفتگوهای ویژه خبری شبکه 2، نمایندگان آقای هاشمی (نوبخت و مرعشی) تا جاییکه توانستند توهین و ناسزا و تهمت نثار احمدی نژاد کردند.

8-      در هفته منتهی به انتخابات، سیل عظیمی از جوک و فحش و اشعار توهین آمیز علیه احمدی نژاد به صورت پیام کتبی به دارندگان تلفن همراه ارسال می شد. نگارنده از کسی نشنید که پیامی علیه هاشمی دریافت کرده باشد.

 

متأسفانه خطبه های نماز جمعه آقای هاشمی نشان داد که یا ایشان در چنبره تنگ اطرافیان خود قرار دارند و یا عمداً نمی خواهند واقعیت را قبول کنند چرا که با این حجم سنگین تبلیغات علیه احمدی نژاد که اهانت به آقای هاشمی در برابر آن به ذره ای می ماند، ایشان تصور می کند شکستش در انتخابات، صرفاً به خاطر تبلیغات منفی علیه ایشان و گول خوردن مردم به وسیله این تبلیغات بوده است. البته این نتیجه را در مورد آقای خاتمی نیز می توان گرفت که این روزها سخت منادی دفاع از مظلومیت آقای هاشمی شده اند.

+ حامد ; ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٤/۱۸
comment نظرات ()

عبدالله شهبازی و انتخابات اخیر

استاد عبدالله شهبازی، نویسنده کتابهای ارزشمند "زرسالاران یهودی"، "نظریه توطئه" و "ظهور و سقوط سلطنت پهلوی" در وبلاگ خود در مورد انتخابات اخیر یادداشتهایی دارد که خواندنی است. مناسب دیدم که آخرین آنها را در اینجا بیاورم:

«جر زدن» ظاهراً از خصایص عام بشری است. نه تنها کودکان بلکه بزرگان نیز، حتی در سنین بالا و حتی در اوج تجربه و قدرت، می‌توانند «جر بزنند»؛ چنان در توهماتی که اطرافیان‌شان القاء می‌کنند غرق شوند که، به جای دیدن واقعیات و تبیین بنیان‌های اجتماعی و درس‌آموزی از آن، شکست خود را به «توطئه» نسبت دهند و برای ضعیف‌ترین و بی‌پناه‌ترین افراد جامعه، به دلیل ابراز عقایدشان، خط و نشان بکشند.

در انتخابات اخیر شاهد «بداخلاقی‌های» گسترده بودیم. آن‌چه من دیدم «بداخلاقی» علیه نامزدی بود که هیچ نهاد قدرتمندی از او حمایت نمی‌کرد زیرا به حلقه نخبگان حاکم تعلق نداشت.

کار به جایی کشید که اعضای ستاد «نامزد قدرتمند» در جلوی در ورودی ساختمان ستاد می‌ایستادند و به نامزد «مغضوب» توهین می‌کردند. کار به جایی رسید که رئیس دولت وقت، که به عنوان مجری انتخابات باید «بی‌طرف» و «بااخلاق» باشد، در پیام خود به صراحت، البته بدون ذکر نام، مردم را به رأی دادن به «نامزد مطلوب» و رأی ندادن به «نامزد مغضوب» فرا خواند. او هنوز، باز هم به دلیل القاء توهّم از سوی اطرافیان، گمان می‌برد که محبوب ترین رجل سیاسی ایران است. کار به جایی رسید که دسته‌های مزدور، با فراغ‌بال و خیال آسوده، در خیابان‌ها به راه افتادند و تا پاسی از شب گذشته «نامزد مغضوب» را «طالبان» خواندند. کمی بعد، در زیر ضربه «شوک» ناشی از پیروزی «نامزد مغضوب» سندی منتشر شد. در این سند، چنین رهنمودی ارائه شده بود:

«افزایش آرای آقای هاشمی مستلزم تحقق دو شرط است: اوّل این‌که مردم نسبت به احمدی‌نژاد نفرت پیدا کنند و او را خطری جدّی برای جامعه به‌شمار آورند. و شرط دوّم این‌که حاضر شوند برای خنثی کردن چنین خطری به آقای هاشمی، که طبعاً مطابق رأی مرحله اوّل مقبول آنان نیست، رأی دهند.»

البته هواداران «نامزد مطلوب» به این رهنمود، که حتماً «بداخلاقی» نیست، نیازی نداشتند. آنان پیش‌تر کار خود را آغاز کرده بودند. حتی وزرا راهی شهرستان‌ها شدند تا مردم را به‌نفع «نامزد مطلوب» ارشاد کنند و زمانی که از رئیس دولت مجری انتخابات در این باره پرسیدند، گفت: اطلاع ندارم ولی اگر نظر شخصی‌شان است و از بیت‌المال استفاده نمی‌کنند اشکالی ندارد.

قطعاً پخش شب‌نامه و ایراد تهمت و افترا علیه تمامی نامزدهای ریاست‌جمهوری «بداخلاقی» است و از طریق محاکم قضایی قابل پیگیرد؛ مشروط بر این‌که دیگر از «داوری الهی» سخن نگوئیم و تنها دخالت «داوران زمینی» را بپذیریم.

حاصل آن‌که طبق قواعد بازی امروز ظاهراً باید تعریف جدیدی از اخلاق ارائه داد. طبق این تعریف، نه تمامی آن‌چه گذشت بلکه تنها بخش ناچیزی از آن «بداخلاقی» به‌شمار می‌رود.

دانا   پدری    گفت  به  فرزند  خلف                      دنیا طلبی به هند و  عُقبی به نجف
ور زانکه نه دنیا و نه عقبی خواهی                      بنشین  به نشابور و بکن عمر تلف

+ حامد ; ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٤/۱٢
comment نظرات ()

معرفی کتاب

هدف اصلی من از راه اندازی وبلاگ آرمانشهر، انتشار مطالبی در مورد صهیونیسم و موضوعات گسترده مرتبط با آن بود. به دلایل مختلف، گاهی اوقات از این هدف دور شده ام. برای نزدیک شدن به این هدف، امروز به معرفی سه کتاب جالبی که در مورد صهیونیسم در دو ماه گذشته منتشر شده اند می پردازم:
1-  «ساسانیان3»، نوشته ناصر پورپیرار، چاپ خارج از کشور (به برکت آزاداندیشی وزارت فخیمه ارشاد دولت اصلاحات)
این کتاب، هشتمین کتاب از مجموعه «تأملی در بنیان تاریخ ایران» است که مطالب آن به راستی حیرت آور و خواندنی است. بارها گفته ام و بار دیگر می گویم که هرکس این مجموعه را مطالعه نکرده باشد نیمی از عمرش در فناست. مخصوصاً سه جلد آخر این مجموعه، یعنی ساسانیان1، ساسانیان2 و ساسانیان3 را حتماً بخوانید تا با ابعاد فاجعه آمیز و دور از ذهن تحریفات یهود در تاریخ ایران آشنا شوید.
2-  «فرزندان استر»، به کوشش هومن سرشار (از یهودیان ساکن خارج کشور)، ترجمه مهرناز نصریه، نشر کارنگ
این کتاب مجموعه مقالاتی است درباره تاریخ و زندگی یهودیان در ایران که بیشتر نویسندگان آن هم یهودی هستند. ناشر انگلیسی آن، «مرکز تاریخ شفاهی یهودیان ایران» مستقر در کالیفرنیای آمریکا است. هر چند این کتاب حاوی مطالبی جانبدارانه به نفع یهودیان و مظلوم نماییهای فراوان بدون سند و مدرک است، اما از لابلای مطالب آن می توان اطلاعات مفیدی مخصوصاً در شناخت یهودیان مخفی، بیرون کشید. مترجم فارسی کتاب نیز در قسمتهایی که لازم بوده پاورقیهایی به کتاب افزوده است. کتاب از نظر عکس و اسناد ارائه شده جالب توجه است.
قبلاً یادداشتی داشتم در مورد «یهودیان با اسامی اسلامی»، در کتاب فرزندان استر به اسامی جدیدی از این جنس برمی خوریم که بد نیست ار فرصت استفاده کنم و به بعضی از آنها اشاره کنم:
-  حاج غلامحسین حکیم
-  ملاآقا لطف الله
-  ملامحمدتقی لیوی
-  حاج علی
-  محمدابراهیم رحمانی
-  حکیم نورمحمود
-  خاندان مهدی زاده
-  مرتضی معلم
-  عبدالله خرمیان
-  روح الله خرمیان
-  نورالله خرمیان
-  شکرالله خرمیان
-  عزیزالله عزیزی
-  حاج اسحاق فهیمیان
-  حاج میرزا یوحنا
-  حاجی شکرالله جاوید
-  نصرت الله باهر
-  عطاءالله خان حافظی
-  نورالله احتشامی
-  حاجی اسماعیل اخوان
-  حاجی حق نظر خوش بخش
-  میرزا فرج الله حکیم
-  شکرالله ربانی
-  فرج الله حکیم
-  روح الله دلیجانی
-  روح الله خال پاری
-  عبدالله باسون
-  لطف الله شکریان
-  حبیب الله فرهومند
-  فرج الله پرویزیان
-  حاجی خان حریری طلوع
-  حاجی سلیمان هارون
-  عطاءالله امیریان
-  فتح الله بینا
-  رحیم نامور
3-  «یهودیان و حیات اقتصادی مدرن»، نوشته ورنر سومبارت، ترجمه رحیم قاسمیان، نشر ساقی
کتابی است معروف در دنیای جامعه شناسی که معلوم نیست چرا در ایران اینقدر دیر منتشر شده و ناشناخته است. البته بخشهای زیادی از این کتاب قبلاً در کتاب «زرسالاران یهودی» عبدالله شهبازی آمده است. هرچند کتاب حاوی نکته سنجیها و باریک بینی های جالب توجه است، اما از ژست لیبرال منشانه نویسنده چندان خوشم نیامد. شاید من هم جزو یهودستیزهایی هستم که در مقدمه ناشر فارسی کتاب به آنها اشاره شده است!
این سه کتاب را به ترتیب دلبستگی ام به آنها معرفی کردم.

+ حامد ; ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٤/٩
comment نظرات ()

خواست ملت چیز دیگری بود

رادیو آمریکا، شبکه بی بی سی، تلویزیونهای ضدانقلابی لوس آنجلس، بنی صدر، آیت الله منتظری، آیت الله طاهری اصفهانی (امام جمعه سابق اصفهان)، نهضت آزادی، ملی– مذهبیها، رئیس جمهور خاتمی، وزارت کشور، میرحسین موسوی، حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب کارگزاران سازندگی، خانه کارگر، کروبی، معین، لاریجانی، آیت الله صانعی، آیت الله موسوی اردبیلی، روزنامه جمهوری اسلامی، روزنامه های شرق، اعتماد، ایران، آفتاب یزد، هم بستگی، کار و کارگر، خبر و ...بچه سوسولهای راستگرای روزنامه ورشکسته انتخاب(که در حال حاضر سایت اینترنتی انتخاب را می گردانند)، بیشتر ائمه جمعه، آیت الله مهدوی کنی، آیت الله جوادی آملی، آیت الله استادی، حجت الاسلام ری شهری، حسن غفوری فرد، حجت الاسلام حسنی (امام جمعه معروف ارومیه)، جامعه روحانیت مبارز، حزب موتلفه اسلامی، ناطق نوری و... همه و همه یا طرفدار هاشمی رفسنجانی بودند یا دشمن خونی احمدی نژاد و یا مجموعه ای از هر دو.
شاید اولین باری بود که در طول تاریخ انقلاب اسلامی، چپ و راست و ضد انقلاب، همه بر یک نظر اتفاق تقریبی داشتند. اما خواست ملت چیز دیگری بود.
امیدوارم آقای احمدی نژاد در عملی کردن وعده های خود موفق باشد و ما هم او را تنها نگذاریم.

+ حامد ; ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٤/٤
comment نظرات ()