آرمانشهر

فیلتر وبلاگ نویسنده ضد صهیونیست

+ حامد ; ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٥/۳٠
comment نظرات ()

پیروزی دوم مبارک!

عقب نشینی رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان، فلسطینیان را بعد از نیم قرن به خود آورد و به آنها این درس را آموخت که تنها در سایه جهاد و شهادت طلبی است که می توان دشمن غاصب را از خانه بیرون انداخت. امروز عمل به این درس، اولین نتایج خود را آشکار کرده است و جهان اسلام شادمانه عقب نشینی مفتضحانه ارتش مجهز صهیونیستی را از نوار غزه نظاره می کند. امید است همچنان که پیروزی اول در لبنان، شعله های انتفاضه و جهاد را در فلسطین برافروخت، پیروزی دوم در غزه، این شعله را پرفروغتر و برای صهیونیستها سوزانتر کند. ان شاءالله.
یاد فتحی شقاقی، یحیی عیاش، شیخ احمد یاسین، عبدالعزیز رنتیسی، هنادی جرادات، ریم صالح الریاشی، آیات الاخرس و همه مردان و زنان شهادت طلبی که این پیروزی ثمره مجاهدت آنها است گرامی و راهشان پررهرو باد.  

جای تأسف است که مسئولان جمهوری اسلامی و صدا وسیما و مطبوعات کشور بر خلاف پیروزی خرداد79 در لبنان، با پیروزی امروز فلسطینیان در غزه برخوردی سرد داشته اند. شایسته بود که رئیس جمهور احمدی نژاد در این قضیه حداقل یک پیام تبریک صادر می کرد.

مسائل داخلی آنقدر ما را سرگرم کرده است که حتی بچه حزب اللهی ها هم از عظمت این پیروزی بزرگ غافل شده اند.

چند وقت پیش روزنامه های اوایل انقلاب را ورق می زدم. وقتی خبر ترور انورالسادات، رئیس جمهور خائن مصر که دست خود را به صلح با اسرائیل آلوده کرد در ایران منتشر می شود، مردم به پشت بامها و خیابانها می ریزند و فریاد الله اکبر سر می دهند و شیرینی و شربت پخش می کنند. اما امروز بعد از 25 سال، خبر فرار صهیونیستها از غزه چه پژواکی در بین مردم و مسئولان ما داشته است؟

+ حامد ; ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٥/٢٥
comment نظرات ()

حجت بر همه‌ی ما تمام است؟!

 قصد ندارم گروه خاصی را مسئول ترور قاضی احمدی مقدس معرفی کنم. اما عده ای مغرض قصد دارند با عنوان کردن نقش وی در اعدامهای دهه شصت(!!) قدری صحنه جنایتی را که رخ داده است تلطیف کنند. 

احمدی مقدس ۴۲ سال داشت. در ۲۵ سالگی تازه وارد قوه قضائیه شده بود. منظور از اعدامهای دهه شصت هم مسلماْ اعدامهایی است که در سال ۱۳۶۱ و تابستان ۱۳۶۷ صورت گرفته است. بنابراین سخن گفتن از نقش وی در اعدامهای دهه شصت، نشان دهنده ضعف ریاضیاتی سابقه تراشان است. 
***
بعد از نصب یادداشت جدید در وبلاگ (یادداشت بالا) متوجه شدم که متن یادداشت قبلی حذف شده ولی کامنتهای آن باقی مانده است. هرچه کردم نتوانستم آن متن را که نوشته استاد ناصر پورپیرار بود در جای خود بگذارم. بنابراین آن را در ادامه همین یادداشت می آورم.
یکی از دوستان تصور کرده اند که من این متن را از روی عمد حذف کرده ام و به همین خاطر مرا عضو باند آقای عبدالله شهبازی معرفی کرده اند. من عضو این باند نیستم چرا که چنین باندی وجود خارجی ندارد. اما چنین نیست که به استاد شهبازی ارادتمند نباشم و کتاب زرسالاران یهودی ایشان را مفید و ارزشمند و شایسته ستایش ندانم. قبلاً هم گفته ام که شهبازی و پورپیرار را در یک جبهه می بینم و از اینکه بر سر مسائل پوچ و با عرض معذرت نفسانیات با یکدیگر اختلاف دارند بسیار متاسفم. اینک متن حذف شده یادداشت قبلی:

یادداشت مهم استاد ناصر پورپیرار در پی انتشار کتاب ضدصهیونیستی و روشنگر "ساسانیان۳"

حجت بر همه‌ی ما تمام است؟! 

اینک حجت بر همه تمام است. دیگر می‌دانیم که یهودیان در اواخر دوران داریوش اول، و آن زمان که دفاع جمعی، سراسری و متحدانه‌ی اقوام شرق میانه، متجاوزین هخامنشی را به آستانه‌ی شکست کامل کشانده بود و به تصریح تورات، مردم ممتاز منطقه‌ی ما، پیش شرط این شکست را، قتل عام همزمان یهودیان خزیده در میان اقوام این خطه تشخیص داده بودند، یهودیان و باز هم به تصریح تورات، با سود بردن از شبکه‌ی اطلاعاتی پنهان خویش و پس از آگاهی از این نیت جمعی، تصمیم به پیش دستی می‌گیرند و با کمک عوامل نظامی هخامنشی، در یک یورش و شبیخون برنامه ریزی شده‌ی منظم و کودتا‌گونه‌ی پر از سبعیت، چنان که الگوی تمام کودتاهای پس از پوریم شده است، نخست سازمان‌های رهبری و برجستگان و هدایت کنندگان اقوام و سپس در آشفتگی و هراس به وجود آمده‌ی بعدی، فرد فرد زندگان ساکن سراسر شرق میانه را، در اقدام پلیدی که خود پوریم نام داده‌اند، قتل عام می‌کنند. اینک با ادله‌ی کافی می‌توان عرضه و اثبات کرد که شمار بس اندکی از بومیان ساکن جنوب دریای خزر، لرستان و کردستان و خوزستان، که جغرافیای سکونت‌شان اجازه‌‌ و امکان گریز به اعماق جنگل‌ها، ستیغ کوه‌ها و بن هورها و نیزارها را برای نجات می‌داده ، هرچند از این آدم ‌کشی بی‌قیاس مصون مانده‌اند، اما تا پایان قرن اول هجری، چنان که فقدان کامل یافته‌های باستان شناسی گواهی می‌دهد، هرگز به شهرنشینی و تجمع و تولید بازنگشته‌اند.  

تورات نفوس کشتار شده برای بقای قوم یهود را، ۷۷۰۰۰ نفر می‌شمارد ولی تعیین وسعت و شمول این نخستین نسل کشی کامل در زندگی بشری، که هرگز نظیر آن تکرار نشد، از این پس با کاوشگران و نواندیشان نخبه‌ی مسلمان و غیرمسلمان است که نیرو و دانش خود را وقف پرده برچینی از این ماجرای هولناک تاریخی کنند که ۲۰۰ سال صحنه آرایی‌های اخیر مورخین یهود، در تدارک جاعلانه‌ی دو سلسله و امپراتوری با نام‌های اشکانی و ساسانی و ضمائم سرگیجه‌آور آن‌ها، جز پرکردن خلاء کامل تجمع و تمدن و تولید در خطه‌ی ما، که حاصل پوریم بود، با هدف پنهان کردن رد‌پا و عوارض تاریخی آن آدم کشی وسیع نبوده است. آن چه را من به مدد اسناد و قرائن و اشارات و امارات گمانه می‌زنم، امحاء کامل قریب ۳۰ ملتی است که در فهرست مقبره ی داریوش نام برده شده است.

اینک حجت بر همگی تمام است. زیرا علاوه بر ده‌ها برهانی که معلوم می‌کند تمام کتیبه ها و دیگر نشانه‌های حضوری که برای اشکانیان و ساسانیان در تاریخ ایران ساخته اند، جاعلانه و جدید است، با عنوان کردن مدخل فقدان کامل تولید در تمام عرصه‌های صنعتی و هنری و نیز نایابی ساده‌ترین لوازم زیستی در فاصله‌ی پوریم تا قرن دوم هجری، می‌توانیم با یقین کامل اعلام کنیم که تمام یافته های باستان شناختی مکشوفه در سراسر شرق میانه، جز دو تاریخ تولید ندارند: یا متعلق به پیش از رخ داد پوریم‌اند و یا از قرن دوم هجری به بعد ساخته شده اند. باستان شناسی جهان در حال حاضر قادر نیست به قدر نعل اسبی شاهدی مغایر با این ادعا ارائه کند.

برای استحکام این نظر کافی است به نخستین دست ساخته‌های اسلامی در شرق میانه و از جمله به نمونه‌ی سفال‌هایی توجه کنیم که در قرن دوم هجری در نیشابور، بغداد و سامره تولید شده اند. این ظروف مصرفی سفالین گواهی می‌دهند که سازندگان آن از هیچ میراث فنی و فرهنگی بهره نبرده اند و ساخته‌های آنان چندان خام دستانه و از نظر اسلوب و آرایه‌های هنری ناشیانه و ناباب‌اند که بدون هیچ مجامله و تعارف می‌توان گفت که حاصل دست سفالگر مسلمان از نمونه تولیدات سفالگر ۵۰۰۰ سال مقدم بر اسلام عقب مانده‌تر است. همین بیان و نشان ساده‌ی قابل تعقیب به صدای بلند اعلام می‌کند که آدم کشی یهودیان در اقدام پوریم تا به آن حد وسیع و عمیق و فراگیر بوده است که تا ظهور اسلام کم‌ترین نشانه‌ی تحرک و تجمع و تمدن و تولید در سراسر شرق میانه قابل شناسایی نیست و ساده‌ترین ابزار حیات جمعی، یعنی یک پیاله‌ی سفال آب‌خوری در منطقه‌ای نیافته‌ایم که مظاهر مختصری از تولیدات انبوه و متعدد و متنوع پیش از پوریم مردم آن، در موزه‌های جهان، از نخستین و عالی‌ترین فرآورده‌های صنعتی و هنری بشر معرفی می شود! آیا متوقف کردن کامل حیات طبیعی و رشد اجتماعی در خطه‌ی پرآوازه‌ی شرق میانه با چه میزان آدم کشی میسر شده و با چه مقیاس و معیاری می‌توان وسعت و شدت آن را محاسبه کرد؟ 

اینک حجت بر همه تمام است. مورخ حتی می‌تواند نسل کشی کامل پوریم را حاصل وسعت وحشت یهودیان از بازگشت به اسارتگاه های بابل، در اثر شکست هخامنشیان بداند و آن را برآیند ناگزیر چاره اندیشی برای بقا از سوی رابی‌های یهود در دورانی سخت و سرنوشت ساز بشناسد. اما برای تالیفات مورخین و اقدامات جاعلانه ی باستان شناسان یهودی در دوران معاصر، تا حد حک کتیبه‌های ساسانی و ساخت دروغین پاسارگاد، تغییر هویت تخت جمشید، تدارک صد‌ها تالیف قلابی در موضوع تاریخ ایران باستان و صدر اسلام و نیز اختراع دو سلسله و امپراتوری دروغین اشکانی و ساسانی، که تماما برای سرپوش نهادن بر پوریم آماده کرده‌اند و حاصل دیگر آن همین اختلاف درمان نشدنی و بی‌دلیل است که میان ساکنان و مردم ممتاز شرق میانه، میان ترک و ارمنی و ایرانی و عرب تا حد خون خواهی و خون خواری برقرار است، هیچ محمل و بهانه‌ای جز دشمنی فطری یهودیان با فرهنگ و تمدن غیر‌یهود نمی‌بیند که نشان می‌دهد سردم‌داران و رابی‌ها و سران صهیونیستی این قوم، دشمن فرهنگ و آگاهی تمام بشر و مقدم بر همه مسلمین‌اند، کم‌ترین اهمیت و احترامی برای هستی و هویت و جان و مال و دانش و فرهنگ اقوام دیگر قائل نیستند و جای دادن آن ها در خانواده‌ی بشری خطای محض است. من به حال آن گروه یهودیان خردمند و صاحب فرهنگ و ضد صهیونیست افسوس می‌خورم که ناگزیرند مارک قومی را بر پیشانی خود نگهدارند، که تاریخ بشری را با اعمال زشت خویش آلوده‌اند، چنان که با همت مشتی روشنفکر و صاحب منصب سیاسی ارزان بهای داخلی، تمام هویت و دیرینه‌ی این سرزمین و  سرگذشت مردم آن را با افسانه‌های نجس شاه‌نامه‌ای به تمسخر گرفته‌اند.

اینک‌که سعی ۲۰۰ ساله‌ مورخین دروغ‌پرداز یهود و همدستان خودی آن‌ها باطل و‌ پرده از‌ پی‌آمد‌های پوریم در منطقه ی ما برداشته شده است، بر خردمندان و عاقبت اندیشان است که پرچم حساب رسی پوریم را برافرازند و در همه جا از آثار آن کشتار موحش بر تمامی روند تاریخ و تمدن بشری سخن بگویند. کم ترین حاصل و درآمد این اقدام جمعی نه فقط نزدیک کردن دوباره‌ی‌ فرزندان اقوام پراکنده شده‌ شرق میانه است که در ۲۵ قرن پیش درخت تمدن و هستی پدران و پیشیان‌شان در تبرکشی پوریم از ریشه درآمد، بل بر همه‌ی ما به سادگی اثبات می‌کند که تجدید هستی و حیات و تجمع و تمدن و تولید در شرق میانه، به چراغ اسلام فروغی دوباره گرفته و به همت عرب مسلمان سازمان داده شده است و بالاخره ما را نسبت به تدارکات تازه‌ی یهودیان برای اقدام به یک پوریم معاصر و این بار به مدد سربازان اروپایی و آمریکایی، هشیار می کند.

در حال حاضر تعیین تکلیف نهایی تاریخ ایران باستان، منوط و منضم به تعیین تکلیف نهایی با شناخت عوارض رخ‌داد پوریم است. اگر تصفیه‌ی نسل کشانه‌ی پوریم تا میزان توقف کامل تولید و تمدن و تجمع در شرق میانه عمل کرده است، پس انبوه سخن سرایان و افسانه سازان نام‌آور خودی و بیگانه که تاکنون از امپراتوران، پیامبران، آتشکده‌ها، خطوط، کتب، فرهنگ و نیز لشکرکشی‌های پیاپی ایرانیان به یونان و مصر و روم سخن گفته‌اند، همگی به صورت مزد بگیران مستقیم کنیسه برای پنهان کردن حقیقت تاریخ غم‌بار شرق میانه و پرده داران و پنهان کاران ماجرای پوریم در می‌آیند.   

اینک حجت بر همه تمام است. برای نواختن در شیپور بیداری و بازساخت وحدت منطقه ای، پرچم بررسی و حساب‌کشی نتایج تاریخی و تمدنی پوریم در شرق میانه و در تمدن بشری را برافرازیم. دشمن دروغ پرداز و جاعل و تاریخ ساز از این نقطه سخت آسیب پذیر است. کوشش جمعی ما ماهیت خون ریز و بی فرهنگ راهبران یهود را در سراسر تاریخ برملا می‌کند و برای این همه مرکز دانشگاهی و سازمان‌های ایران شناسی، که با ادعای دانش و تحقیق عالمانه به ما فخر می‌فروشند، اما تا سرحد حک جاعلانه‌ی کتیبه‌ی ساسانی، اوباشی و بی دانشی کرده اند، آبرویی باقی نخواهد گذارد. اینک زمان یورش فرهنگی به دشمنان دین و آگاهی و تفرقه افکنان میان مسلمین است و مسئولیت دانشگاهیان و حوزه ها و دستگاه های تبلیغاتی و فرهنگی و آموزشی جمهوری اسلامی، به ویژه در دولت آقای احمدی نژاد، از همه بیش‌تر و سنگین‌تر است. حربه‌ی ما در این مدخل، حساب کشی فرهنگی است که بلبل زبانی معمول آن ها را در موضوع تروریسم اسلامی بی‌اثر  و ناکارآمد و بی‌کاربرد می‌کند.

برای برقراری دوباره‌ی پیوند باستانی میان ملت های شرق میانه، که اینک تمامی آن‌ها نظر به پرچم اسلام دارند، راهی مستقیم‌تر و نزدیک‌تر از یادآوری سرنوشت مشترکی نیست که یهودیان در ماجرای پوریم برای آنان رقم زده‌اند. از طریق شناخت عوارض تاریخی پوریم، مقابله با آسیب آثار مورخین یهود، که اینک همگی به آن مبتلاییم، میسر و سهل می‌شود. بعون‌الله

+ حامد ; ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٥/۱٢
comment نظرات ()

 

+ حامد ; ۳:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٥/۳
comment نظرات ()