آرمانشهر

ترک پرشین بلاگ

به چند دلیل ترجیح می دهم پرشین بلاگ را ترک کنم:
۱- حذف نابه حق وبلاگ ناصر پورپیرار، نویسنده ضدصهیونیست توسط مدیران پرشین بلاگ
۲- مزین بودن لوگوی این سایت به تصویر سربازان هخامنشی که در فاجعه پوریم، به دستور یهود، ملل منطقه و از جمله ایران را برای قرنها از هستی ساقط کردند.
۳- سرعت بالاتر سرورهای دیگر نسبت به پرشین بلاگ
***
یادداشت تکمیلی، مورخ ۲۱ تیر ۱۳۸۶:
بعد از نزدیک دو سال از نوشتن یادداشت بالا، اعلام می کنم که:
۱-  در مورد «ناصر پورپیرار»، دچار اشتباه بزرگی بوده ام و امروز او را نویسنده ای ضدصهیونیست نمی دانم. او هرچند به ظاهر بر ضد صهیونیسم و یهود می نویسد، اما آثار قلمی اش بزرگترین فایده را به صهیونیستها می رساند.
۲- از آنجا که نظرم در مورد سلسله هخامنشی تا حد زیادی متأثر از نوشته های پورپیرار بوده است، قضاوتم نسبت به این سلسله احتیاج به بازبینی دارد.
یادداشت تکمیلی، مورخ ۱۰ اسفند ۱۳۸۶:
قسمتهایی از عنوان و متن یادداشت بالا به دلایل شخصی حذف شد.

+ حامد ; ٦:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٦/٢٧
comment نظرات ()

سکوت و سکون تا کی؟

اگر من و امثال من که ادعای بسیجی بودن، حزب اللهی بودن و خط امامی بودن داریم، آن موقع که پای شرکت استعماری و صهیونیستی شل را به داخل کشور باز کردند جلوی این کمپانی ایستاده بودیم و مسئولان خائنی که به خود جرأت دادند پای این اختاپوس را به کشور بازکنند به صلابه کشیده بودیم، امروز پای دیگر شرکتها و بانکهای صهیونیستی به داخل کشور باز نشده بود. بدون هیچ سر وصدایی دارند آرام آرام کشور را تقدیم کمپانیهای بدنام و غارتگر بین المللی می کنند و هیچ صدایی هم از بچه بسیجیها در نمی آید. مگر امثال شهید آیت الله سعیدی جز به خاطر اعتراض به حضور چنین شرکتهایی در زندانهای ساواک به قتل رسیدند؟ کجایند این شهیدان تا ببینند که ایران اسلامی جولانگاه اینگونه شرکتها شده و حتی خاطر مدعیان مسلمانی هم پریشان نشده است و نمی شود؟
یادداشت زیر را از وبلاگ استاد عبدالله شهبازی بخوانید:

ریو تینو هم آمد!

خبر ساده است: کمپانی ریوتینتو با تأسیس «شرکت زرکوه» در ایران عملیات استخراج طلا در منطقه ساری گونی کردستان را آغاز می‌کند. هفتاد در صد سهام شرکت زرکوه به کمپانی ریوتینتو تعلق دارد و 30 در صد به شرکت خدمات اکتشافی کشور (CESCO). طبق امتیازی که وزارت صنایع و معادن به کمپانی ریوتینتو واگذار کرده، مدت زمان بهره‌برداری این شرکت از معادن طلای کردستان 25 سال است. به‌گفته یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت زرکوه، قرارداد اوّلیه برای استخراج طلای کردستان میان ریوتینتو و دولت ایران در سال 1379 منعقد شد. به عبارت دیگر، قرارداد ریوتینتو نیز از پیامدهای سفر همان هیئت بزرگ انگلیسی است که در تیر 1378 وارد ایران شد. در این میان، گزارش تحلیلی ایسنا با عنوان «مبادا به سرنوشت گذشته نفت دچار شویم» تنها واکنش جدّی است که تاکنون در قبال شروع فعالیت ریوتینتو در ایران انجام گرفته است.

از زمان سفر هیئت انگلیسی در تیر 1378، بر میهن من چه رفته است که هولناک‌ترین غول‌های مافیایی دنیای امروز، که تا دیروز نام شان را در کتاب‌ها می‌خواندم، حضور مقتدرانه خود را در آن آشکار می‌کنند. دیروز شل و HSBC، امروز ریوتینتو و فردا...؟

ریوتینتو و دو کمپانی همبسته با آن، «لونیکل» (Le Nickel) و «میفرنا» (Miferna)، در عرصه معادن فلزی دارای همان جایگاهی‌اند که رویال داچ شل در حوزه نفت و گاز، HSBC و بانک‌های اقماری آن در حوزه بانکداری، سن آلیانس در حوزه بیمه، P&O در حوزه حمل‌ونقل،* دبیرز (De Beers) در حوزه استخراج و تجارت الماس، ویکرز (Vickers) در حوزه صنایع تسلیحاتی، مارکونی در حوزه صنایع الکترونیک- نظامی. این شبکه منسجم و همبسته، که ده‌ها کمپانی نامدار دیگر نیز عضو آن است، به کانون مافیایی مقتدری تعلق دارد که در واژگان سیاسی امروز به عنوان «صهیونیسم» شناخته می‌شود. این شبکه مافیایی جهان‌وطن محل تجمع سرمایه خاندان‌های زرسالاری است که در هدایت تکاپوهای استعماری- امپریالیستی سده‌های اخیر نقش اصلی را داشتند. کمپانی‌های عضو این شبکه، همچون «بت عیار»، «هر لحظه» می‌توانند «به رنگی» درآیند و از پوشش و تابعیت هر کشوری برای انعقاد قرارداد و فعالیت‌های خود بهره جویند. شبکه کمپانی‌های فوق تنها یک مجموعه مالی- اقتصادی نیست بلکه به عنوان کانون سیاسی مقتدری شناخته می‌شود که نام یکایک کمپانی‌های عضو آن با دسیسه‌های خونین سیاسی، جنگ‌های داخلی و کودتاها پیوند خورده است.

ریوتینتو، مانند سایر کمپانی‌های عضو این شبکه، حاصل انباشت سرمایه قاچاق‌چیان تریاک سده نوزدهم میلادی است؛ همانان که در سده نوزدهم جنگ‌های تریاک با چین را برافروختند، میلیون‌ها انسان را به نابودی کشاندند و امروزه همچنان هدایت تجارت جهانی اسلحه و مواد مخدر را به دست دارند. هیو ماتیسون، از اعضای خاندان ماتیسون و رئیس وقت کمپانی جردن ماتیسون Jardine Matheson & Co. Ltd (بزرگ‌ترین کمپانی تجارت تریاک سده نوزدهم)، و خاندان روچیلد، برای استخراج معادن غنی مس شمال اسپانیا، در سال 1873 کمپانی ریوتینتو را با سرمایه سه میلیون و 750 هزار پوند در لندن تأسیس کردند. به‌نوشته چارلز هاروی، از آن پس سر اوکلند گدس، رئیس کمپانی ریوتینتو، به «سلطان واقعی» اسپانیا و آمریکای لاتین بدل شد.** دکتر هاروی در کتاب فوق نقش روچیلدها در تأسیس کمپانی ریوتینتو و جایگاه این کمپانی را در جنگ داخلی اسپانیا و حمایت از حکومت فاشیستی فرانکو مورد بررسی قرار داده است. رودلف راکر نیز در رساله تراژدی اسپانیا (نیویورک، 1937) به نقش کمپانی ریوتینتو در اسپانیا پرداخته و از خاندان روچیلد به عنوان یکی از مالکان این کمپانی یاد کرده است. سو بولاند در مقاله «ریوتینتو: بناشده بر خون» ریوتینتو را متهم می‌کند که علاوه بر همدستی با رژیم فاشیستی فرانکو، از رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی نیز حمایت می‌کرد و با رژیم های کودتایی، از جمله حکومت ژنرال سوهارتو در اندونزِی، همکاری داشت. بولاند ریوتینتو را بزرگ‌ترین کمپانی معدنی جهان می‌خواند و می‌نویسد:

«در هر قاره‌ای که ریوتینتو عمل کرده، داستانی یکسان جریان داشته است: زمین بدون پرداخت وجه از مردم بومی گرفته شده، از تشکیل اتحادیه‌های آزاد کارگری ممانعت شده، محیط زیست تخریب شده، و روابطی گرم با سیاستمداران، دولتمردان و دیکتاتورها برقرار شده است.»

پیوندهای عمیق ریوتینتو با تونی بلر و شرکای نومحافظه‌کار او در ایالات متحده آمریکا را از طریق لرد سیمون می‌توان شناخت. لرد سیمون، که به عنوان یکی از گردانندگان اصلی، ولی پشت پرده، ریوتینتو شناخته می‌شود، به محفل دوستان صمیمی تونی بلر تعلق دارد. مطلعین از «حلقه‌ای یهودی» نام می‌برند که لرد یاکوب روچیلد، سر اولین روچیلد، لرد مایکل لوی، لرد سیمون، روپرت مورداک (مردوخ)، ویلیام فریش و چند تن دیگر اعضای اصلی آن‌اند و سیاست‌های دولت تونی بلر را تعیین می‌کنند. لرد سیمون، که پیش‌تر رئیس بریتیش پترولیوم بود، در سال 1997 وزیر تجارت اروپایی دولت بلر شد. او در این زمان عضو هیئت مدیره کمپانی‌های بزرگی چون گراند متروپولیتن، دویچه بانک، ریوتینتو و آلیانس بود. او در ژوئیه 1999 از دولت بلر استعفا داد. در سال 1996 انتشار اسناد دولت کلمبیا آشکار کرد که بریتیش پترولیوم به ریاست لرد سیمون در کشتار رهبران اتحادیه‌های کارگری و دهقانی این کشور با گروه‌های شبه‌نظامیهمکاری داشته و ده‌ها میلیون دلار به ارتش کلمبیا کمک مالی کرده است. لرد سیمون همچنین متهم است که در سال 1993 به صعود حیدر علی‎اوف به ریاست‌جمهوری آذربایجان یاری رسانید و به این دلیل علی‎اوف قرارداد پنج میلیارد پوندی استخراج نفت دریای خزر را با کمپانی فوق امضا کرد.

آن‌چه گفته شد، احتمالاً، برای درک ابعاد بس مخاطره‌آمیز پیوند با کمپانی‌های عضو شبکه مافیایی فوق کفایت می‌کند. صرفنظر از مباحث اقتصادی و تجاری، این پرسش به جدّ مطرح است که کدام عقل سلیم حضور کمپانی چون ریوتینتو را، که در کارنامه آن مشارکت در ده‌ها و صدها دسیسه خونین سیاسی ثبت شده، در منطقه‌ای استراتژیک چون کردستان می‌پذیرد؟ آیا چنان فقیر و درمانده شده‌ایم که باید برای تکدی «سرمایه خارجی» با تمامیت ارضی کشور خود نیز بازی ‌کنیم؟

در پایان ذکر یک توضیح بسیار ضرور است: نگارنده به‌طور اصولی مخالف جذب سرمایه خارجی نیست و وارد این بحث تخصصی نیز نمی‌شود که آیا به جذب سرمایه خارجی نیاز داریم یا خیر. سخن این است که چرا باید در میان دو قطب افراطی در نوسان باشیم: زمانی «خارجی ستیزی» را به اوج ‌رسانیم و «خوب» و «بد» را به یک چوب ‌رانیم؛ و زمانی، سرخورده از افراط پیشین، ارتباط با جهان خارج را در خطرناک‌ترین پیوندها با بدنام‌ترین کانون‌های مافیایی جهان معاصر خلاصه کنیم؛ با همانان که در واژگان نهضت امام خمینی (ره) و قاموس انقلاب اسلامی دشمن‌ترین دشمنان‌شان شناخته بودیم.

------------------------------------

* «کمپانی کشتیرانی شبه جزیره و شرق» (Peninsular and Oriental Steam Navigation Co.) یکی از قدیمی‌ترین مجتمع‌های استعماری است که بر بنیاد تجارت تریاک با چین، به ریاست لرد اینچکیپ، شکل گرفت و امروزه مؤسسه‌ای است غول‌پیکر که در حوزه‌های متنوع از حمل‌ونقل هوایی و دریایی تا تولید کشتی و تجهیزات نظامی فعالیت دارد. سهامداران اصلی این مجتمع متنفذترین دودمان‌های زرسالار دو سده اخیرند؛ روچیلدها، بارینگ‌ها، هامبروها و جردن ماتیسون‌ها مالکان اصلی این کمپانی‌اند. تا دهه‌های اخیر مدیریت این مجتمع به طور سنتی در دست خانواده اینچکیپ بود که از سهامداران مهم آن محسوب می‌شود. این مجتمع دارای پیوند با مجتمع بانکی هنگ کنگ و شانگهای (HSBC) و از پایگاه‌های مهم اینتلیجنس سرویس بریتانیا است.

** Charles E. Harvey, The Rio Tinto Company: An Economic History of a Leading International Mining Concern, 1873–1954, London: Alison Hodge, 1981.

+ حامد ; ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٦/٢٥
comment نظرات ()