آرمانشهر

سوتی


دروغ این خاصیت را دارد که هرچه بزرگتر باشد ، باورپذیرتر است. بسیاری از مردم وقتی دروغ بزرگی می شنوند، در ذهن خود اینطور تحلیل می کنند که حتمآ چیزی هست که شخص گوینده، اینقدر با اطمینان این سخنان را بر زبان می راند، پس لابد راست می گوید! بنابراین دروغ و تهمت هرچه بزرگتر، باور پذیرتر!
***
اخیرآ بهرام چوبینه، عنصر مخالف اسلام و حامی سلمان رشدی، خاطرات فردی به نام «حسین بروجردی» را در آلمان منتشر کرده است. بروجردی مدعی است که از مبارزان فعال قبل از انقلاب بوده و پس از پیروزی انقلاب نیز عهده دار مسئولیت های متعدد اطلاعاتی و عملیاتی در جمهوری اسلامی بوده است.
گویا وی پس از مهاجرت به اروپا، خاطرات خود را با بهرام چوبینه در میان گذاشته است و چوبینه نیز خاطرات او را در قالب مصاحبه منتشر کرده است. قبل از انتشار متن کامل خاطرات در تابستان گذشته، قسمت هایی از آن در سایت شخصی چوبینه و همچنین نشریه ضدانقلابی « نیمروز» منتشر شده بود. اخیرآ نیز بعضی از رادیوهای ضد انقلاب به مصاحبه با بروجردی پرداخته اند و خاطرات وی در چند سایت اینترنتی انعکاس یافته است.
***
شاید مهمترین قسمت از خاطرات بروجردی، فراز مربوط به فاجعه سینما رکس آبادان باشد.
بهانه نوشتن این یادداشت نیز اشاره به سوتی(!) بزرگی است که چوبینه و بروجردی درخاطره سازی خود پیرامون این حادثه داده اند. ابتدا خلاصه ای از روایت بروجردی:
بروجردی مدعی است که در اواخر اردیبهشت یا اوایل خرداد سال 57 به همراه دوستان خود ملاقاتی با آیت الله خامنه ای داشته است و مکان این ملاقات نیز محله بوذرجمهری تهران( خیابان امام زاده یحیی) بوده است. او می گوید در این ملاقات، آیت الله خامنه ای به آنها نامه ای می دهد تا آن را به همراه مواد آتش زا به حجت الاسلام موسوی تبریزی در آبادان برسانند. بروجردی مدعی است که این نامه حاوی دستور و فتوای به آتش کشیدن سینما رکس آبادان بوده است که مدتی بعد در تاریخ 28 مرداد57، چهارصد نفر در آن زنده رنده، سوختند!!
***
اما گاف بروجردی و چوبینه:
در تاریخ مورد اشاره ایشان(یعنی اواخر اردیبهشت یا اوایل خرداد57) اصلآ آیت الله خامنه ای در تهران نبوده است تا آن ملاقات در خیابان امام زاده یحیی صورت بگیرد! چونکه آیت الله خامنه ای در این تاریخ ، دوران تبعید خود را در ایرانشهر( از شهرهای استان سیستان و بلوچستان) می گذرانده است.
توضیح اینکه زمان تبعید آیت الله خامنه ای در ایرانشهر، از اواخر سال 56 تا اواسط سال 57 بوده است.
از جمله فعالیت های ایشان در دوران تبعید که بسیاری از اهالی ایرانشهر آن را به خاطر دارند، می توان به این موارد اشاره کرد:
1- تشکیل گروه امداد روحانیت پس از حادثه سیل ایرانشهر، از طریق بسیج دسته ای از طلاب و روحانیون.
2- برگزاری اولین نماز جمعه شیعیان در ایرانشهر.
3- پایه گذاری وحدت بین شیعه و سنی با همکاری « مولوی قمرالدین» از علمای سنی ایرانشهر.
***
در ماه قرآن، بی مناسبت نیست که این نوشتار را با آیه ای از این کتاب انسان ساز به پایان برسانم:
« ای کسانی که ایمان آورده اید! هرگاه فاسقی برای شما خبری آورد آن را دقیقآ بررسی کنید تا مبادا با نقل بدون تحقیق آن، قومی را به گمراهی بکشید و بعدها از آنچه کردید پشیمان شوید.» ( سوره حجرات، آیه 6)
+ حامد ; ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۸/٢۱
comment نظرات ()