آرمانشهر

پاسخ به یک شایعه

به بهانه سالگرد اشغال فلسطین

در مورد مسأله فلسطین گفتنی های زیادی وجود دارد. اما موضوعی که اخیراً باعث شگفتی و تأسف شده است، سؤالی است که بطور وسیع در بین جوانان پخش شده:
« این فلسطینی ها مگر خودشان زمینها و باغهایشان را به صهیونیستها نفروخته اند که حالا اینقدر اعتراض می کنند ؟ »

و اما واقع قضیه چیست؟ آیا صهیونیستها، فلسطین را از طریق خرید بدست آورده اند و فلسطینیها با کمال رضایت، سرزمین خود را در ازای پول به آنها داده اند؟

جواب: تا سال 1296 هجری شمسی، یهودیان تنها 650 کیلومتر مربع از 27 هزار کیلومتر مربع مساحت کل فلسطین را در مالکیت خود داشتند. دراین سال با شکست دولت عثمانی در جنگ جهانی اول، انگلستان سرزمین فلسطین را اشغال کرد و طی اعلامیه ای به صهیونیستها اجازه داد که در فلسطین، «کانون ملی یهود» ایجاد کنند و یهودیهای غیر فلسطینی را به سکونت در زمینهای سلطنتی متعلق به دولت عثمانی شکست خورده تشویق کرد.
از این پس اشغالگران انگلیسی با وضع انواع و اقسام قوانین ، شرایط را برای اشغال زمین ها، ساختمانها و باغات فلسطینی توسط یهودیان فراهم کردند.
رقمی در حدود 597 کیلومتر مربع توسط خود دولت بریتانیا به طور رایگان یا به قیمت ارزان در اختیار آژانس یهود و شرکتهای صهیونیستی قرار گرفت.
678 کیلومتر مربع نیز توسط خانواده های عرب غیر فلسطینی به یهودیان فروخته شد.
68 کیلومتر مربع نیز به دستور وزیر مختار انگلیس توسط یهودیان به زور از فلسطینیان گرفته شد. به هر حال در میان ملت فلسطین بسیار کم دیده شده اند کسانی که زمین های خودشان را فروخته باشند.
تازه آن دسته قلیل که زمینهای خود را فروختند، اکثراً نه با طیب خاطر که در اثر شرایط به وجود آمده از قوانین انگلیس در مورد کشاورزان فلسطینی بود که مجبور به فروش زمین های خود می شدند. مثلاً دولت انگلیس، مقدار مالیاتها را افزایش می داد و همزمان از صدور حبوبات و زیتون که عمده محصول کشاورزی فلسطین بود جلوگیری می کرد. در نتیجه کشاورزان از عهده مخارج و مالیاتها بر نمی آمدند و به ناچار ملک خود را به معرض فروش می گذاشتند.
از اینها که بگذریم، پس از مدتی فتوایی شرعی مبنی بر حرام بودن فروش زمین به یهودیان و مباح بودن خون کسی که چنین کاری انجام دهد یا واسطه این کار باشد از سوی اغلب علما صادر شده بود.
اولین فتوا در مورد حرام بودن فروش زمین به یهودیان، توسط کنگره علمای فلسطین که در بهمن 1313 در بیت المقدس تشکیل جلسه داد صادر شد. شرکت کنندگان در این کنگره به اتفاق آرا فتوا دادند که فروش زمین در فلسطین به یهودیان حرام است، زیرا این کار به یهودیان امکان می دهد به اهداف خود که عبارتست از یهودی سازی فلسطین، خارج ساختن این سرزمین از دست ساکنان اصلی آن و بیرون راندن آنها از سرزمینشان و محو آثار اسلامی در فلسطین از طریق تخریب مساجد و عبادتگاهها و اماکن مقدس اسلامی دست پیدا کنند. طبق این فتوا بر همه واجب است که با فروشندگان زمین به یهود قطع رابطه کنند و آنان را معرفی نمایند و اگر این افراد مردند در قبرستان مسلمین دفن نخواهند شد.
در تاریخ معاصر فلسطین گزارشهایی از مراسم جشن و پایکوبی مردم به میمنت مجازات معدود خائنانی که اقدام به فروش زمینهایشان کرده بودند، ضبط شده است.
طبیعی است که در چنین فضایی کمتر کسی به خود جرأت می داده است که دست به فروش زمین به صهیونیستها بزند و نفرت و لعن خلق و خالق را برای خود بخرد.

در هر حال چنان که آورده شد، جمع ارقام زمین های واگذار شده به صهیونیستها( با احتساب زمینهایی که از قبل در اختیار یهودیان بوده) در زمان سلطه انگلیس، تقریباً دو هزار کیلومتر مربع است که در مقایسه با 27 هزار کیلومتر مربع مساحت فلسطین، فقط 7/7 در صد است که از این درصد هم چیزی حدود یک سوم آن از طریق خرید به صهیونیستها رسیده است و ما بقی با مساعدت انگلیس در اختیار آنها گذاشته شده است. این بدان معنی است که تنها چیزی حدود 5/2 درصد از زمینهای فلسطین به صهیونیستها فروخته شده است.
پس از خروج انگلیس از فلسطین در اردیبهشت 1327(1948 میلادی)، مابقی این سرزمین نه از طریق خرید که با کشتار، غصب، شکنجه، تخریب، فشار و توطئه و با بدترین شکل از فجایع و جنایات که ممکن است به تصور بشر درآید، به تصرف صهیونیستها در آمده است.

وقایع جنایتکارانه ای که صهیونیستها ترتیب داده اند، یک فهرست بلندبالا و شامل دهها عنوان است. فقط در سال 1948 و برای آماده سازی فضا جهت اعلام موجودیت به اصطلاح « دولت اسرائیل»، ده ها مورد کشتار دسته جمعی با صدها شهید از زن و مرد و کوچک و بزرگ، «عملیات افتخار آمیز صهیونیستها» را شامل می شود که فاجعه « دیر یاسین» با 360 کشته و کشتار حیفا با 150 شهید دو نمونه از آنها است.
حاصل این کشتارها و نتیجه برنامه ریزی شده آنها این که در همان سال 1327 «ساکنان 531 روستا و شهر فلسطینی یعنی جمعاً 900 هزار نفر را از خانه و کاشانه بیرون راندند.» و این جنایات همچنان ادامه داشت تا سه هزار کشته اردوگاههای «صبرا و شتیلا» تحت نظارت آریل شارون در سال 1361 و کشتار ابراهیمی در سال 1372 وقتل عام جنین درسال 1381 و...
توجه شود که همه اینها صحنه های کشتار است نه جنگ. یعنی یک طرف مردم بی سلاح بی دفاع یک روستا، یا یک حرم، یا نمازگزاران یک مسجد، یا بچه های پناه گرفته در یک پناهگاه و... و در سوی دیگر یک ارتش مسلح مجهز وحشی است با اندیشه نژادپرستانه صهیونیستی و تعلیم دیده برای کشتار و جنایت. آن وقت شگفت آوراست که جوان یا دانشجوی ما اینها همه را نمی داند و سؤال می کند که این فلسطینیان که زمینهایشان را فروخته اند چرا اینقدر سر وصدا می کنند؟ و شگفت آور تر است که این سخن در بین جماعتی وسیع در سراسر ایران گسترده است. با این حساب آیا دستگاههای تبلیغاتی کشورمان در شناساندن حقیقت فاجعه فلسطین کوتاهی نکرده اند و بالعکس، تبلیغات صهیونیستی در وارونه جلوه دادن واقعیتها پرکار نبوده است؟

منبع: شمس الدین رحمانی، روزنامه جمهوری اسلامی مورخ 8/2/80 با تلخیص و اندکی تغییر
مراجع:
1- مجله ترجمان سیاسی، دی ماه 79
2- سرگذشت فلسطین، اکرم زعیتر، ترجمه اکبر هاشمی رفسنجانی
3- فلسطین، سرزمین تاریخ و مقاومت، انتشارات جنبش جهاد اسلامی فلسطین، دفتر تهران
+ حامد ; ٢:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٢/٢٧
comment نظرات ()