هنر گل جمله بگفتی عیبش نیز بگو!

یکی از جالبترین (شاید هم جالبترین) کتابهایی که تا به حال مطالعه کرده ام کتاب مسلسل «تأملی در بنیان تاریخ ایران» نوشته ناصر پورپیرار است. خواندن این کتابها برای من یک عیب داشت و آن اینکه سطح توقع مرا از مطالعه یک کتاب بالا برد. بعد از خواندن کتابهای پورپیرار کمتر کتابی است که میل مطالعه را در من برانگیزد. خوبی کتابهای پورپیرار این است که هر جلد جدید آن از جلد قبلی پخته تر، دقیق تر و موشکافانه تر است. البته از آنجایی که او پیغمبر و امام معصوم نیست، ممکن است در کتابهایش اشکالاتی وجود داشته باشد که خوبیهای کتاب او آنها را تحت الشعاع خود قرار می دهند.

 بالاترین درسی که از کتابهای او می توان گرفت درس دقت است. آدم در می ماند که او چگونه به کشف مطالبی رسیده است که تا به حال کسی توجهی به آنها نکرده است. یا او خیلی دقیق و هوشمند است و یا ما خیلی سر به هوا، حواس پرت٬ خوش باور و بی دقتیم . به نظر من جمع این دو گزینه درست است. بگذریم.

این یادداشت را به خاطر تبلیغ کتابهای پورپیرار ننوشتم که احتیاجی به تبلیغ ندارند. حرف حساب چه بخواهیم و چه نخواهیم به مرور زمان جای خود را باز می کند.

بارها در این وبلاگ و در پیامگیر وبلاگ پورپیرار از کتابهای او تمجید کرده ام و از او دفاع کرده ام و در جمع دوستان و آشنایان بارها کتابهای او را تبلیغ کرده ام. البته منتی هم از این بابت بر پورپیرار ندارم. ابن کارها وظیفه ام بوده است و تازه قدری هم نداشته اند.

این دفعه می خواهم با اجازه استاد پورپیرار چند عیب اساسی را که در ایشان وجود دارد گوشزد کنم. از آنجا که شعار ایشان «توصیه به حق و صبر» است امیدوارم اگر حرف مرا حق یافتند رنجیده نشوند و اگر حرف من ناحق بود بر آن صبوری کنند. اما انتقادات من از ایشان:

1- متاسفانه ایشان به هیچوجه انتقاد پذیر نیستند. در یک سال گذشته که وبلاگ ایشان را زیر نظر داشته ام و چند باری که بصورت حضوری با ایشان ملاقات کرده ام (و با پذیرایی گرم و مهربانانه ایشان روبرو شده ام) ندیده ام که حاضر باشند حتی یک اشتباه را در مجموع 7 جلد کتابی که از ایشان منتشر شده بپذیرند. به نظر من فقط  کار و اثری که از یک معصوم به جا می ماند می تواند بی عیب و نقص باشد و از آنجا که جناب پورپیرار معصوم نیست محتمل است که در کتابهای ایشان اشکالاتی وجود داشته باشد. اما متاسفانه رفتار ایشان نشان می دهد که معتقد هستند مویی لای درز هیچ سطری از هفت جلد کتابشان نمی رود.

2- یکی از عیبهایی که بر نوشته های ایشان وارد است زبان تند و پرخاشگرانه آنها بر علیه دیگران است.

انتقاد کردن از دیگران و بازگو کردن واقعیتها یک مقوله است و هتاکی و بد زبانی و فحاشی مقوله ای دیگر. متأسفانه ایشان پس از اینکه اشتباهات فاحش دیگران را در بررسی تاریخ برملا می کند از مرز انتقاد می گذرد و به تمسخر و هتاکی می رسد. (بگذریم که خود من هم این عیب را دارم و رطب خورده منع رطب نمی کند اما من این مساله را یک عیب در خودم می دانم اما ایشان حاضر نیست این عیب را قبول کند.)

3- یکی دیگر از عیوب ایشان، وارد کردن کینه ها و دعواهای شخصی در بررسی تاریخی است. چیزی که ایشان مدعی است در داوری کردن در مورد موجودی مثل صدام حسین نباید آن را دخالت داد. اما به وضوح روشن است که مثلاً در برخورد با محقق گرانقدری همچون عبدالله شهبازی، پورپیرار صرفاً بخاطر مساله ای شخصی (که من دقیقا نمی دانم چیست) چشم دیدن او را ندارد. و الا به هیچوجه نمی توان به این راحتی منکر ارزش بالای کتاب «زرسالاران یهودی» شهبازی شد و زحمات او را نادیده گرفت و ... پورپیرار حتی در جایی که می خواهد از قتل عام هشت میلیون ایرانی، توسط انگلیسیها یاد کند به جای اینکه به منبع اصلی آن که سایت عبدالله شهبازی است اشاره کند، مطلب را از سایتی دیگر نقل می کند تا مجبور نشود از شهبازی نامی بیاورد. فحاشی ایشان علیه زرین کوب به قدری شدید است که در من شائبه وجود مساله ای شخصی بین پورپیرار و زرین کوب را به وجود می آورد. (البته زرین کوب قابل انتقاد است. اشتباهات و خطاهای زیادی داشته است. اصلاً چه جرمی بالاتر از اینکه او فراماسون بوده است؟ اما انتقاد یک چیز است و فحاشی چیز دیگر) همینطور است در مورد رجبی.

4- یکی دیگر از عیوب بزرگ ایشان عجب و خودبینی است.

بله آقای پورپیرار! پژوهشها و یافته های شما با ارزشند. خیلی هم با ارزشند. شایسته تعریف و تمجید و سپاسگزاری اند. اما این درست نیست که این تعریف و تمجید از زبان خودتان باشد. آخر چرا اینقدر در کتابها و وبلاگتان از خودتان تعریف می کنید؟ باور کنید تواضع و فروتنی هم خوب چیزی است! چرا چشم دیدن دیگران را ندارید؟ چرا فکر می کنید که آسمان دهان باز کرده است و فقط شما از آن پایین افتاده اید؟ بله، این درست است که نقد شما بر تاریخ، بنیانی است و کسی تا به حال چنین اساسی به حساب تاریخ رسمی ایران نرسیده است، اما باور کنید در کتابهای دیگران هم ممکن است مطالب جالب توجهی یافت شود. به خودتان زحمت بدهید و بدون تعصب و بدور از دعواهای شخصی، کتابهای شهبازی را بخوانید! لطفاً اینقدر راحت زحمات دیگران را نادیده نگیرید! کمی تقوای زبان هم خوب چیزی است!

5- عیب دیگر ایشان، تمجید از صدام است!!!!!!!!!!!!!!!

 البته قهرمان سازی ایشان از صدام (این یهودی زاده مزدور سیا، قاتلی که در 13 سالگی دایی خود را کشته است، جلاد صدها هزار نفر از مردم ایران و عراق، کسی که پای آمریکا را به منطقه باز کرد، کسی که کوچکترین مقاومتی در برابر آمریکا نکرد و عراق را دو دستی به اربابانش سپرد و ...) یک درس بزرگ به من داد که هفت جلد کتاب ایشان نتوانست به من بدهد: اگر می توان به این راحتی از صدام که در عصر او زندگی کرده ایم اینطور قهرمان سازی کرد، تصویری که از قهرمانهای تاریخ بعد از صدها و هزارها سال ساخته می شود به هیچوجه قابل اعتماد نیست!

...

آقای پورپیرار! اگر احتمالاً از لحن نرم این یادداشت دلخور شدید، لحن بسیار تند خودتان رادر انتقاد به دیگران به خاطر بیاورید.

/ 23 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نادر بهادری

آقای حامد شما در اندازه قضاوت درباره استاد پورپیرار نیستید و به حقیقت ناسپاسانه پا از گلیم خود درازتر کرده اید. لابد فرموش کرده اید که ایشان چگونه در فضایی پر از دشمنی و عداوت یک تنه به بيداری ملی دعوت کردند و چگونه نقاب از چهره دروغ در تاريخ ایران دريدند و چگونه مشت يهوديان را گشودند سخنان شما که هيچ کس نيستيد و حتی از پس اداره يک سايت که تازه بازکرده بوديد با وجود استفاده فراوان از نوشته های استاد پورپيرار باز هم نتوانستيد کلامی از خود بر آن مطالب اضافه کنيد و حالا مدتی است که خاک ميخورد. آقای حامد گمان نکنيد که استاد پورپيرار تنهايند جمع کثيری از جوانان و نوانديشمندان و حتی پيروان پيشين باستان پرستی از ايشان حمايت و تمجيد ميکنند بی رودربايستی بگويم که مجموعه همه ما و آن استادان و روشنفکری ايران لايق دستبوسی ايشان هم نيستيم. من بشخصه آزادی جديد خودم را که رهايی از زندان دروغ ميدانم به اين استاد عالی مقام مديونم و برايشان دعای خير دارم.

حسن صباح

حامد جان سلام . راستی سری هم به وبلاگ اقای پورپيرار زدم . واقعا که حق با شماست . ضمنا در ۵ قسمت برای ايشان پيغام گذاشتم و متاسفانه ( شايد چون قادر به پاسخگويی نبوده ) همه پيغامها را پاک کرده است بدون حتی کوچکترين توضيحی . افکارش هم اصلا اسلامی نيست و نژادی است انهم نه از نوع ترکی اش . بلکه کاملا عرب است از بيخ !!!

سازمان انجمنهای اسلامی خیزش سرخ ایران

با سلام ما هنوز متوجه نیستیم چرا عده ای شروع به تهدید یک نویسنده کردند بدلیل یک انتقاد از اُستادش؟ اولأ ایشان همان وقتی که شمایان معلوم نبود کُجائید در دفاع از اُستاد پورپیرار که زندانی شده بود مطلب نوشت، پس ایشان صداقتش در این زمینه بیشتر از برخی مدعیانی ست که تازه رسیدند، ثانیأ شما با این روش تند، بدتر میان یک شاگرد و اُستاد را خراب کردید، چرا مانند خوارج-مسلکان و چاپلوسان از آقای پورپیرار پشتیبانی میکنید؟ بخدا ما حاضریم هزار دشمن آگاه داشته باشیم اما یک دوست نادان نداشته باشیم که اینطور اشتباه از روشی دفاع کند. گیرم آقای حامد تند هم رفته ، باز هم شما حق نداشتید کینه جویانه پاسخ یک انتقاد را بدهید، اهانت و لمپنیسم نه تنها اسلامی نیستند بلکه یادآور روشهای ابوموسی اشعری و عمر و عاص هستند و قدری بر شما نخواهند افزود. انشالله خدا همه ما را هدایت کند

علی

آقای حامد من هم به عنوان وظیفه فرهنگی و ملی همه جا از استاد پورپیرار حمایت علنی کرده‌ام و چون تدریس میکنم و روی شاگردانم تاثیر گذارده ام، حالا مدتی است که چند تا از این سلطنت طلبان و شبیه آنها حتی در قیافه حزب اللهی دور و بر من میپلکند وعده میدهند و پشت استاد مزخرف میبافند تا مرا از تبلیغ نوشته‌های ایشان بازدارند من به ریششان میخندم ولی گمان میکنم در مورد شما موفق شده اند به گمان من اگر ذره ای حقیقت جویی در ماها باشد باید به جای این ایرادات بنی اسراییلی به مراکز فرهنگی کشور فشار وارد کنیم تا در یک گفت وگوی وسیع ملی تکلیف موضوع را تعیین کنند زیرا به گمان من این کار به همان اندازه واجب و مورد پسند خداوند است که نماز پنجگانه.

مرصاد بصیر

سلام . حامد عزيز ! دوری شما را تحمل نتوانستم کرد . برگشتم ولی دست خالی ... راستی دو لبه يک قيچی اند کسانی که بنام دين ، مليت را می کوبند و نيز کسانی که بنام مليت ، به دين می تازند . ولی اين دوست نويسنده شما داستانش چيز ديگری است . او عرب پرستی است که شمشير بسته است بر عليه ايرانی ( برعليه مليت و فرهنگ و ميراث ايرانی نه بقول خودش باستان پرستان و فارس ها ) ضمنا ابدا آدم معقولی نيست . بهر حال سری به پايگاه بصير بزن . ادامه خواهم داد فقط بخاطر تو ...

a

هه هه هه دو سه تا پان تورک مغرض امدند از پورمزدور طرفداری کنند.. اینا نمی دانند کسی در دنیا علم چرندیات پورپیرار را جدی نمی گیرد و همه چرندیات پورپیرار بارها رد شده است و بزودی چنان مشت محکمی (از طریق کتاب) بر دهن پورپیرار بازها می خورد..

cheshme

سلام من که هيچ کدام را نميشناسم. البته متاسفم اگر کسی صدام را قهرمان بداند. اما اميدوارم که شما با اين نوشته خود بتوانيد اصلاحی ايجاد کنيد. وگرنه فکر نميکنم که لحن انتقاد شما خیلی هم سازنده باشد. يکی از راههای انتقاد سازنده طنز است که زهر انتقاد را ميگيرد. يکی اينکه واقعا مطالب ايشان را نقد کنيد به صورت جزئی در همين وبلاگ (اگر خواننده شما هستند) و ...

laeik

حامد خان !!! آقای بوش اين فرزند راستين مسيحيت و متحدین غربی اش و رفسنجانی( بهميانی) این فرزند راستین امام و اسلام و نیز شیعیان راستین علی در عراق از برگزاری انتحابات در اسرع وقت و طبق برنامه عموسام (امریکا) دفاع کرده و هرکدام در حد قد و قواره خود مشغول این مهم هستند، و اما، خامنه ای این خاتمی اصولگرایان هم همچون سید خندان ژست چفیه ای و گنده گوزی میگیرد و تعدادی مثل تو را برای پیشبرد اهداف جمع بالا دلخوش ومشغول کرده و تو نیز با طرح این بحث در این شرایط به کوچه علی چپ زده و با خودت حال روشنفکری میکنی؟!! اگر صداقت و جرأت داری اصل قضیه را بچسب.

mohammad

سلام. فکر می کنم علت مشکل پورپيرار با شهبازی اينه که شهبازی هم کارای اونو قبول نداره. گفته که منبع اون بيشتر عهد عتيقه که در صحتش ترديد هست. خلاصه ماجرا ۲طرفس.

دکتر رضا

همه آنچه نوشته ای نشان از صداقت روحی شما دارد که تحت تاثیر حب و بغض شخصی به قضاوت ننشسته ای و این خیلی جالب است. به شما تبریک می گویم. فقط یک نکته مهم را در مورد نحوه تاریخنویسی آقای پورپیرار نباید فراموش کرد و آن اینکه : چون غرض آمد هنر پوشیده شد/ صد حجاب از دل به سوی دیده شد. ایشان وقتی فرد جنایتکاری مثل صدام را یکی از ۳ قهرمان عرب در طول تاریخ بر می شمرند آیا به منی که ۳ برادر خود را در جنگ از دست داده ام توهین نکرده اند؟