تأملی در بنیان تاریخ ایران

به تازگی کتاب جالبی مطالعه کردم که حیف دیدم آن را به خوانندگان معرفی نکنم:
سری کتابهای «تأملی در بنیان تاریخ ایران» نوشته ناصر پورپیرار

از این مجموعه که قرار است به 13 جلد (چهار کتاب که سه تای اول آن هرکدام سه بخش و کتاب چهارمی، چهار بخش است- در مجموع سیزده جلد) برسد، تاکنون پنج جلد منتشر شده است و جلد اول آن(دوازده قرن سکوت: برآمدن هخامنشیان)، در مدت دو سال به چاپ پنجم رسیده است.

نویسنده این مجموعه به خوبی، تمام رشته هایی که طی یک قرن گذشته، «باستان گراهای نژادپرست اسلام ستیز» بافته اند پنبه کرده است. تا امروز مخالفان این کتاب، به جز فحاشی علیه شخصیت نویسنده آن، هیچ جوابی برای مطالب حیرت آور خود کتاب نداشته اند. بی تردید فراگیر شدن مطالب این کتاب، 90 درصد از شبهاتی را که نویسندگان اسلام ستیز در اینترنت و سایر رسانه ها پراکنده اند خنثی خواهد کرد. این را هم اضافه کنم که اگر این کتابها را مطالعه نکنید، نیم که هیچ، تمام عمرتان در فناست.

پورپیرار گفتگویی با سایت بازتاب انجام داده است که می توانید آن را مطالعه کنید.

/ 6 نظر / 22 بازدید
sina555

سلام منم از طريق اينترنت با اين کتابها اشنا شدم و مصاحبه اقای پورپيرا رو هم خوندم به نظرم خيلی جالب اومد.فکر کنم در اينده ای نرديک شروع به مطالعشون بکنم.ضمنا نوع رفتار طرفداران گفتگو و بحث و نقد نسبت به ايشان واقعا تعجب اوره.

محسن پیرنظر

خدا را شکر که بالاخره يک مورخ شجاع پيدا کرديم که روح ما را از تلقينات و افسانه های تاريخی ساخت يهوديان خلاص کند. قدر شناسی مناسب از ايشان به آينده موکول است که کتابهای ايشان در مراکز شناخت هویت ملی و واقعی بومیان ایران بازخوانی خواهد شد.

رهگذر

با وجود مطالب حیرت آوری که در کتابهای پورپیرار مطرح شده است، معلوم نیست چرا در مورد این کتابها همه رسانه ها و افراد دست اندرکار سکوت کرده اند. بگذریم از فحاشی هایی که اخیراً در مرکز گفتگوی تمدنها صورت گرفت و باعث شد که این کتابها اندکی معروف بشوند. مثل خود من که بعد از شنیدن خبر فحاشیها، کتابها را خریدم و واقعاً لذت بردم.

مهدی

من کتابی رو که گفتی نخوندم ولی سعی می کنم مطالعه کنم. اما از اينکه هويت باستانی ما پنبه شود زوق نکن خيلی از آنچه که اسلام دارد از همين ايران قبل از اسلام اومده. البته من برای مبانی اسلام ارزش قايلم ولی آموزشهای زردشت رو با روح ايرانی سازگارتر می دونم. بهر حال باستانگرايی افراطی هم مذمومه ولی نفی اون خيلی به ماضرر زده

az neveshtehaye ostad shahbazi,movarekh

در عصر بيدل زبان فارسي همان جايگاهي را در دنياي اسلام داشت که زبان فرانسه در قاره اروپا. فارسي زبان رسمي- دولتي و علمي و ادبي و سياسي مردم هند بود. طي سه دهه نخست سده نوزدهم، يکي از بحث‌هاي اصلي در ميان انديشمندان استعماري بريتانيا اين بود که کدام زبان بايد زبان رسمي حکومت بريتانيا در هند شود: فارسي يا انگليسي؟ در برخورد به اين مسئله، آن‌ها به دو گروه «شرق‌گرا» و «انگليسي‌گرا» تقسيم شدند. و سرانجام، در سال 1835 توماس ماکائولي، انديشه‌پرداز نامدار کمپاني هند شرقي، و چارلز ترويليان (شوهر خواهر ماکائولي) «فتواي» خود را به نفع زبان انگليسي صادر کردند و به اين بحث خاتمه دادند. به‌تدريج در دستگاه حکومت هند بريتانيا هنديان آشنا با زبان انگليسي جايگزين کارگزاراني شدند که با زبان‌هاي فارسي و سانسکريت و عربي آشنايي داشتند. به اين ترتيب، در سده نوزدهم زبان و فرهنگ انگليسي در جامعه هند همان مقامي را يافت که در سده‌هاي گذشته زبان فارسي و فرهنگ ايراني داشت.

ليلا

نمی دونم کی هستی واز کجا اومدی ولی شک ندارم ايرانی نيستی وشايدشعار ضد يهوديت تو نيز پوستينی برای اهداف يهود است .جنابعالی ادعا می کنی که حتی از جنگ جهانی دوم نيز اخبار موثقی وجود ندارد.حال چگونه است که شما اين همه اطلاعات بدست اورده ای .ما در خفقان اورترين دوران روزگار نيز حرف هايی از مخالفين به گوشمان رسيده .حال چگونه است که برای اولين بار اين چيزها رامی شنويم .....واقعا بگو اين ياوه را از کجا اورده ای اصلا فرض کنيم همه اين حرفها درست باشد.ما پشه نيز نبوده ايم ...توروسنن ..می خواهی حقيقت را بگويی خوب ...حقايق زيادی وجود دارد..لگد زدن به يک شير بيمار هنر نيست