توهين به مقدسات

هر وقت اينور و اونور در بعضی وبلاگها می بينم که چطور به مقدسات توهين می شه، ياد خاطره ای میفتم که از يکی از آزادگان جنگ تحميلی شنيده ام:

 «وقتی که تازه اسير شده بوديم، اسرای جديد را برای انتقال به پشت جبهه در جايی جمع کرده بودند. فرمانده عراقی به بچه ها گفت هر کس به خمينی فحش دهد، آزاد می شود، اما در عوض همه بچه ها فرياد «درود بر خميني» سردادند. فرمانده عراقی که اين عکس العمل را ديد، دستور داد علاوه بر دست، پای بچه ها را هم ببندند و آنها را در يک رديف، بصورت درازکش و در فاصله چند متری از هم قرار دهند. آنگاه دستور داد يک تانکِ آماده به حرکت، در سر اين رديف قرار بگيرد. افسر عراقی اعلام کرد هرکس که مرگ بر خمينی نگويد، تانک از کمر به پايين او رد می شود.
 تانک شروع به حرکت کرد و نفر اول شروع کرد به سردادن شعار  «درود بر خميني». تانک از روی او رد شد و کمر به پايين او را له کرد. اين رزمنده در حاليکه از بدنش خون فوران می کرد و نيمه باقيمانده اش به اين سو و آن سو می جهيد، آخرين لحظاتش را با فرياد «درود بر خميني» گذراند. افسر عراقی انتظار داشت نفر دوم عبرت بگيرد و تسليم شود. اما نفر دوم هم فرياد درود بر خمينی سر داد و همچون نفر اول به شهادت رسيد. وقتی تانک، از روی نفر سوم هم رد شد، افسر عراقی متوجه شد که اين وضعيت، اثر نامطلوبی بر نيروهايش گذاشته است و ناچار شد از خواسته خود دست بکشد...»

/ 37 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ali

سلام آقا حامد ما آن چرا که داريم قدر نمی دانيم. اميدوارم مردم ما لياقت اين رهبر عزيز را پيدا کنند

حسن صباح

حامد جان سلام . احساس می کنم که کم کار شدی . انشاءالله که خير باشد . موفق و پيروز باشی .

sepehr

سلام حامد جان من سعی کردم وبالگم برای افراد مفيد باشه موفق باشی

ضدمنکرات

سلام دمت گرم می بينم که خوب حال بعضی ها رو می گير موفق باشی يا حق

حامد (آرمانشهر)

در جواب فرزند ایران: حرف شما سانسور نشده است. مشکل اینجاست که شما اصلا پای این یادداشت کامنت نگذاشته اید. کامنتهای شما برای دو یادداشت بالاتر از یادداشت فعلی نوشته شده، و سانسور هم نشده اند.

baarik bin

سلام دوست عزيز فریب خورده فعلا که ما بدبخت افکار امثال شما هستیم که از جهان عقب افتادیم .نتيجه آنهمه فداکاری که تو خیالپردازش هستی چیزی نیست جزحکومت مشتی دزد و آدمکش با جامعه ای غرق در فقر و فساد و اعتیاد و اختلاف طبقاتی فاحش بنام حکومت اسلامی پس اگر آنان برای چنین جامعه ای جان دادن مشتی جنایتکار عوضی بیش نبودند و اگر برای ساختن جامعه ای انسانی و سالمی فدا کاری می کردند پس سرشان کلاه رفته و یا حداقل از خود گذشتگی آنان به شما ریطی ندارند.

واقعا برای خودم متاسفم

واقعا برای خودم متاسفم که من بچه مسلمونم و تو هم خودت رو مسلمون می دونی سعید امامی هم قبل از همه کثافت کاریهاش از من و تو و ... خیلی مسلمون تر میدونستن برادر! انسان باش! همین خیلی سخت نیست! امتحان کن!

ایرانی

(۲) بود که جبهه آمده بودند و تا به حال چنین چیزی ندیده بودند.............ما برای اجرای کارهای فنی سوله آمده بودیم..........بناچار کار حمل مجروهان بدوش ما افتاد ......دو نفری چندین آمبولانس را تخلیه کردیم..........امکانات پزشکی کم بود.........یادم هست یکی از بچه ها وقتی بهش سرنگ تزریق می کردند....با اشاره به ما فهماند که کمی آرامتر سوزن را بزنند.......اما صبح عملیات متاسفانه پیکر شهیدش را کنار چندین شهید دیگر لای پتو پیچیده بودند............منظورم اینه که بخاطر نبود امکانات جان سپرد............آره بچه!!! اونجا شهر بازی نبود که با کیو...کیو....بنگ...بنگ...! شبها صبح بشه!!!!........................ هوووووووووووووی! اینو بدون!....که نه من ونه هیچکدام از اونایی که در عالم حقیقت جنگیدند.............مثل تووووووووووووودر عالم خیال بچه گانه آرزوی مرگ برای دیگران نداشتند.......... در ضمن کلمه* بچه ها* در متن فوق هیچ ربطی به توووووووووو بچه نداره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ایرانی

(۱) هووووووووووی!!! بچه!!!!!....میخای کمی به گذشته برگردیم!....اونموقع که تووووووووو توی کمر بابات ! بودی! همون وقتی که اعراب مقدس!!!! تووووووووووو! لب مرز آمده بودند تا برات خواهر و برادر دو رگه بسازن!!(جنگ ۸ ساله رو میگم!میفهمی!!!؟؟؟؟)....شاید تعجب کنی .....اصلا چرا باید تعجب کنی؟؟؟؟؟.....تاریخ رو تو وامثال تو دارند مینویسند!!!!!!!!!!.........دیگران که مهم نیستند!!!!..............آره بچه!!......قدری تامل کن!!.....................عملیات بدر بود..............تا بحال اسمش به گوشااااااات!!! خورده..............همون عملیاتی که قبلا توسط امثال توووووووو......لو..رفته بود......آخه از اون کار کشته های اعزام مجددی بودین!!!!!!!!............و آبروی هر چی اعزام مجددی رو بردین!.....................عملیات شروع شد..........بعد از مدتی.......مجروحان رو آوردند..........فاصله ما بااورژانسی که سوله ای بتنی وتقریبا زیر خاک بود چند قدم بیشتر نبود..........اکثر بچه های مجروح زخمهای بسیار شدیدی داشتند..........نیروهای امداد گر با دیدن این صحنه ها از اورژانس بیرون رفتند!!!!! چرا که بار اولی