دو یادداشت در مورد انتخابات اخیر

امیدوارم این دو یادداشت که طبق روال معمول، سعی چندانی در ویراسته نویسی آنها نداشته ام آخرین یادداشتهایی باشند که در این وبلاگ در مورد انتخابات ریاست جمهوری می نویسم.
***
یادداشت اول
همه به خاطر داریم که در نتایج بیشتر نظرسنجیهایی که قبل از انتخابات منتشر می شد، آقای کروبی در بین ۸ کاندیدا (محسن رضایی هنوز انصراف نداده بود) رتبه ششم یا هفتم را داشت. همچنین به خاطر داریم که در همین نظرسنجیها، معمولاً آقای احمدی نژاد رتبه سوم یا چهارم را داشت. اما در نتایج انتخابات ۲۷ خرداد دیدیم که آقای کروبی رتبه سوم و آقای احمدی نژاد رتبه دوم را احراز کرده اند. یعنی آرای کروبی حداقل ۳ رتبه و آرای احمدی نژاد حداقل ۲ رتبه بالاتر از رتبه های ایشان در نظرسنجیهای شایع بود. با این حساب اگر بخواهیم در بین این دو کاندیدا آرای یکی را غیرقابل پیش بینی تر به حساب بیاوریم، این آرای آقای کروبی است که شگفت آورتر است.
از فردای ۲۷ خرداد، عده ای که از همان ابتدا مخالفت خود را با شهردار شدن احمدی نژاد اعلام کرده و او را از حضور در هیئت دولت محروم کرده بودند با این توجیه که نظرسنجیهای قبل از انتخابات اصلاً چنین رای بالایی را برای احمدی نژاد پیش بینی نمی کرد از دخالت گسترده سپاه و بسیج در انتخابات به نفع او خبر دادند، بدون اینکه حتی یک سند و مدرک در این مورد ارائه کنند و از دستگیر شدن چند سپاهی به خاطر تخلفات انتخاباتی خبر دادند بدون اینکه حتی اسم یکنفر از دستگیر شدگان را بیاورند و ... و اینقدر این داستان دخالت سپاه و بسیج را به زبانهای مختلف تکرار کرده اند که خودشان هم قصه را باور کرده اند.
حالا سئوال من اینجاست، اگر نظرسنجیهای قبل از انتخابات ملاک این داستان سرایان است چرا برای کسی تفاوت آرای آقای کروبی با رتبه ای که در نظرسنجیها داشتند عجیب نیست؟ آیا صعود دو پله ای احمدی نژاد عجیب و مشکوک است اما صعود سه پله ای کروبی مشکوک نیست؟ آیا بهتر نبود آقای کروبی قبل از نوشتن آن نامه کذایی که اتفاقاً بزرگترین الهام بخش داستانسرایان است،ابتدا یک سوزن به خود می زدند و بعد جوالدوزی نثار رقیب می کردند؟
طرفداران احمدی نژاد هم می توانستند و می توانند بی تقوایی کنند و صعود غیرقابل پیش بینی آقای کروبی را به حساب دست بردن وزارت کشور در آرای مردم بگذارند چرا که آقای موسوی لاری (وزیر کشور و مجری انتخابات) و رئیس جمهور، هر دو عضو مجمع روحانیون مبارزی هستند که دبیر آن آقای کروبی بود.
اما گزینه بهتر این است که بپذیریم نظرسنجیهای منتشر شده قبل از انتخابات، از اعتبار علمی چندانی بهره نمی برد و نتایج آنها با هدف نظرسازی منشر می شد.
***
یادداشت ۲

این روزها از تخریب آقای هاشمی رفسنجانی در جریان انتخابات صحبت می شود و من هرچه فکر می کنم نمی توانم این معادله را در ذهن خود حل کنم که چرا وقتی از هر هزار فحشی که در جریان انتخابات داده می شد، حداقل 999 تایش نثار احمدی نژاد شد، باید از تخریب هاشمی صحبت شود؟

جداً آقای هاشمی چطور توانست در نماز جمعه و در بیانیه بعد از انتخابات خود از تخریب چهره خویش سخن بگوید و چهرهمظلوم انتخابات را به خود بگیرد در حالیکه:

 

1-      آقای هاشمی در روز 31 خرداد در دانشگاه تهران در مراسمی سخنرانی کرد که عنوان آن «ائتلاف ملی برای نفی حاکمیت تحجر و خشونت» بود. نفس شرکت ایشان در این جلسه و عدم اعتراض به عنوان آن، نشان می دهد که ایشان با زدن برچسب تحجر و خشونت به رقیب انتخاباتی اش موافق بوده است. در ابتدای این جلسه یکی از دانشجویان در سخنانی خطاب به آقای هاشمی گفت:

«بعد از اعلام نتایج مرحله‌ی اول که حاکی از سازماندهی شدن تعدادی از نیروها به نفعکاندیدای خاصی بود، برای جلوگیری از هدم جمهوریت نظام جمهوری اسلامی، وظیفه‌ی خودمی‌دانستیم که از حاکمیت تحجر و چکمه‌پوشان نظامی جلوگیری کنیم. اکنون وظیفه‌یهمه‌ی ماست که از حکومت فاشیسم جلوگیری کنیم. مردم 100 سال به دنبال جمهوریتبوده‌اند و اکنون نیز نمی‌خواهند که جمهوریت از بین برود.» (سایت شریف نیوز 31 خرداد 84)

جالب اینجاست که آقای هاشمی که امروز خود را مظلوم انتخابات می داند و از سیل تهمت به خود صحبت می کند، کوچکترین اعتراضی به این فحاشیها که علیه احمدی نژاد صورت گرفت نکرد.

2-      در جریان انتخابات، تمام روزنامه ها به جز دو سه مورد، طرفدار هاشمی و مخالف احمدی نژاد بودند. در این روزنامه ها بارها و بارها احمدی نژاد به عنوان یک چهره طالبانی، فاشیست، خشونت طلب، مرتجع، ضد دموکراسی، انحصار طلب، متحجر، تازه به دوران رسیده، بی تجربه، عوامفریب، ریاکار، دین فروش و... معرفی شد.

3-      در سطح شهر تهران بیلبوردهایی در ابعاد بزرگ بر در و دیوار نصب شده بود که مضامینی اینچنین داشت: «برای جلوگیری از حاکمیت خشونت و اختناق به هاشمی رأی دهیم». «برای حفظ جمهوریت نظام به هاشمی رأی دهیم». معلوم نیست که چرا وزارت کشور این تابلوها را که در آن آشکارا به رقیب انتخاباتی هاشمی اهانت شده بود جمع نکرد.

4-      پوستر دیگری که در سطح شهر به صورت گسترده پخش شد، پوستری بود که روی آن نوشته شده بود طالبان و روی کلمه طالبان خط زده شده بود و امضای طرفداران معین را داشت. یعنی که نباید طالبان روی کار بیایند. و منظور از طالبان، احمدی نژاد بود. چون معین رسماً به طرفدارای از هاشمی بیانیه داده بود.

5-      عصر روز چهارشنبه اول تیرماه، اینجانب برای خرید کتاب به میدان انقلاب رفته بودم. جلوی درب ورودی دانشگاه تهران حدود 30 نفر جوان در حالیکه عکس هاشمی را در دست داشتند شعار می دادند : Fashist go

جالب اینجاست که هیچ اقدامی برای متفرق کردن این جمعیت که احمدی نژاد را فاشیست خطاب می کردند صورت نگرفت.

6-      شخصیتهایی مثل آقای خاتمی(که امروز علمدار دفاع از حیثیت هاشمی و برخورد با تخریبگران چهره ایشان شده اند)، میرحسین موسوی، آیت الله صانعی و آیت الله موسوی اردبیلی در هفته منتهی به انتخابات در بیانیه هایشان به طور غیر مستقیم احمدی نژاد را به تحجر متهم کردند.

7-      در گفتگوهای ویژه خبری شبکه 2، نمایندگان آقای هاشمی (نوبخت و مرعشی) تا جاییکه توانستند توهین و ناسزا و تهمت نثار احمدی نژاد کردند.

8-      در هفته منتهی به انتخابات، سیل عظیمی از جوک و فحش و اشعار توهین آمیز علیه احمدی نژاد به صورت پیام کتبی به دارندگان تلفن همراه ارسال می شد. نگارنده از کسی نشنید که پیامی علیه هاشمی دریافت کرده باشد.

 

متأسفانه خطبه های نماز جمعه آقای هاشمی نشان داد که یا ایشان در چنبره تنگ اطرافیان خود قرار دارند و یا عمداً نمی خواهند واقعیت را قبول کنند چرا که با این حجم سنگین تبلیغات علیه احمدی نژاد که اهانت به آقای هاشمی در برابر آن به ذره ای می ماند، ایشان تصور می کند شکستش در انتخابات، صرفاً به خاطر تبلیغات منفی علیه ایشان و گول خوردن مردم به وسیله این تبلیغات بوده است. البته این نتیجه را در مورد آقای خاتمی نیز می توان گرفت که این روزها سخت منادی دفاع از مظلومیت آقای هاشمی شده اند.

/ 21 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mahdi

خوشحالم اين اواخر فعال می بينمتون

خیزش سرخ مسلمان ایران

با سلام حامد عزیز نه عزیز جان، اطلاعات ما از دادستانی اُتریش، آقای عبدلکریم لاهیجی و خانم اعظم طالقانی ست، دیدید برای اینکه قضیه را لوث کنید مُدام از انگ سازمان مجاهدین خلق استفاده ی ابزاری میکنید؟ آمرکا اساسأ کجای این قضیه وجود خارجی دارد درحالیکه تحقیقات در امر ترور مرحوم قاسملو رهبر فقید حزب دمکرات کردستان ایران در اُتریش در حال انجام است. بنی صدر مگر همانی نبود که پس از قبول قطعنامه ی شورای امنیت سازمان ملل توسط ایران توسط امام دوباره به کشور دعوت شد؟ اگر اطلاعات تان کم است یا میخواهید هماممد افرادی که میگفتند : مرگ بر بنی سگ ...سخن بگوئید، قضیه فرق دارد، اما ما شما را فردی آگاه دیدیم اگرچه به گفته ی خودتان ظاهرأ اکنون اسیر خوشبینی شدید به آقای احمدی نژاد هستید و امثال ما که هیچ.حتی اگر پیامبری هم شما را از این خوشبینی منع کند، شما محال است گوش دهید؛زرق و برق چفیه ی ایشان ظاهرأ دل بسیاری از اُمت حزب الله را بُرده است، و چه زیبا خدا در قرآن میفرمایند که برای امتحان و آزمایش مؤمنین، حتی نمازهایشان را به چشمهایشان زیبا جلوه میدهیم!

خیزش سرخ مسلمان ایران

بله اما قدرتی که کودتا کرد قضیه را کش داد تا حتی شورای هماهنگی را نیز بی اعتبار ساخت، البته راستگرایان دوباره به قدرت باز خواهند گشت ، گناه راستگرایان تنها این بود که چرا حاکمیت مافیا را به خطر انداخته اند، این قدرت دیدید که حتی با هاشمی برخورد کرد، اما اینان هاشمی را نیز خواهند بخشید. خودتان بگوئید آیا توکلی قدرت طلب نیست، اگر نیست اعلام کنید کسی که طرح انحلال وزارت اطلاعات را تنها به این دلیل از مرکز پژوهشهای مجلس بیرون میاورد چون این وزارت خانه در دست خاتمی نباشد، آیا قدرت طلب نیست؟ کسی که یکروز از لاریجانی، فردا از قالیباف و پس فردا از احمدی نژاد حمایت میکند آیا اگر روانی نیست ، دستکم برای ذره ای میتواند صداقت داشته باشد؟ اما بله قبول میکنیم، چون حرفی را که زده ایم مسئولیتش را به عهده بگیریم، بله گفتیم احمدی نژاد از لاریجانی و توکلی بهتر است، این را انکار نمیکنیم.

خیزش سرخ مسلمان ایران

اما اگر یادتان باشه و به همان آرشیو مراجعه کنید میبینید که گفتیم احمدی نژاد روش و شیوه ی نادرستی را برای جمع آوری رأی انتخاب کرده است؛ دادن وام ازدواج و کوپن به شهروندان تهرانی، یعنی کوچ دادن روستائیان به شهر بی اندازه بزرگ شده ی تهران...همان کاری که شاه ظالم کرد...اما آنجا که ما را رودروی مردم قرار میدهید، این مردم همانی هستند که امامان ما را به شهادت رساندند و قرآن درباره شان میفرماید : اکثرهم لا یعقلون...پس فکر نکنید هرکاری اکثریتی گرسنه و تاراج شده که دخترانش خیابانی و پسرانش قاچاقچی و خود فروش شده اند انجام داد کاری قهرمانانه و درست است. بله مردم ما آنقدر از آخوندیسم افراطی ضربه خورده اند که از این ساده زیست نماییهای افراطی فریب خورده و به آن رأی دهند،همان آخوندیسم افراطی که شهید مطهری در آخرین مصاحبه شان پیش از شهادت ، نسبت به وقوع آن در کشورمان هُشدار دادند.

خیزش سرخ مسلمان ایران

بی تقوائی درباره ی فردی که نخست با اشغال سفارت آمریکا مخالفت میکرده! و خواستار اشغال سفارت شوروی بوده!!! و سپس نظرش عوض شده، میخواهد به اشغال کنندگان لانه ی جاسوسی بپیوندد ولی بدلیل عدم ثبات شخصیتش از طرف دانشجویان خط امام به محل اشقال لانه جاسوسی راه داده نمیشود، چه معنائئ دارد؟ مگر حضرت علی ( ع ) به مالک اشتر نفرمودند که اگر حکمرانی دست به فساد آشکار در حکومت زد و به توصیه های تو وقعی ننهاد، آبرویش ببر و توبیخش نما؟ اگر اکنون درباره ی این سوابق خاموش بمانیم و تمامی حاکمیت توسط خوارج مسلکانی تصرف شد که تنها چیزی که برایشان مهم نیست آزادی های مصرح در قانون اساسی و راه امام است آیا جنابعالی پاسخگو خواهید بود؟ مگر یادتان نیست وقتی از صادق طباطبائی برای ریاست جمهوری دعوت به عمل آوردید همین باصطلاح دوستان تان شروع کردند برایتان خط و نشان کشیدن و غیر مستقیم تحت فشار خرد کننده قرار تان دادن؟ به قول آقای جوادی آمُلی : امروز عبای مرا میکشند، فردا عمامه ی تو را...

خیزش سرخ مسلمان ایران

و در پایان قبل از اینکه این کلام را به پایان ببریم، یک نگاهی بیائید با هم به افکاری که این آقایان "انجمن تفکر و مبانی" دارند ارائه میدهند توجه کنیم؛ اینها کسانی بودند که به خوبی به یاد داریم بسیار از آقای جوادی آمُلی استفاده ی فکری مذهبی میکردند اما امروز چونان منافقانی درباره ی ضرب و شتم و هتک حرمت ایشان توسط هواداران تندروی احمدی نژاد خموشند که انگار نه انگار اتفاقی اُفتاده است، شما به الگوی قبلی تان رحمی نکردید که بخواهید چاپلوسانه و در پی گرفتن طعمه ای از قدرت به الگوی جدیدتان رحمی کنید، انشالله خدا قلوب همه ی منافقین را هدایت الهی نماید،موفق باشید

رهگذر

در مورد یادداشت پرمغلطه خیزش سرخ مسلمان می خواستم فقط به یک مورد اشاره کنم: آیا عبدالکریم لاهیجی همان کریم بغدادی خودمان نیست؟ پس چطور قضیه به مجاهدین خلق ارتباط پیدا نمی کند؟ قضیه دادستانی اتریش هم که ماستمالی شد. شاه بخشیده، شاباجی نمی بخشه!

حامد

در جواب mahdi: سلام. اگه يک مدتی فعال نبودم به خاطر حضور ۲ ماهه در دوره آموزشی سربازی و در نتيجه عدم دسترسی به اينترنت بو ده است. از لطف شما ممنونم.

حسام

سلام آقا حامد !!! من يک سوال از شما داشتم : اگر من اسم کامل ۳ تا از سپاهيانی رو که به دليل تخلف در انتخابات دستگير شدند رو بگويم چه ؟؟؟ آيا باز هم شما حرفی داريد ؟ آيا قبول می کنيد که تمام نوشته های گذشته شما راجع به انتخابات ٬ اشتباه و الکی بوده است ؟ آيا نوشته های خود رو تکذيب می کنيد ؟؟؟ ... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حامد

در جواب حسام: سلام. در صورتيکه: 1- منبعی که اسامی را از آن نقل می کنيد مشخص و معتبر باشد 2- اتهام تحلف آنها اثبات شده باشد. 3-تخلف آنها با دستور مقامات بالای سپاه انجام شده باشد و یک تخلف شخصی نباشد. 4- تخلف آنها در تغییر نتیجه انتخابات اثر داشته باشد، قبول می کنم که تحلیلهایم در مورد انتخابات غلط است.